خوراكهاى علوفهاى و كنسانتره دام
الف - علوفه ها هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوشخوراكهم باشد، علوفه نام دارد. يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مىشود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوببودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوتهها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است. علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مىشود. به دليل داشتن رشتههاى بلند، نشخوار دامها را زياد مىكند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مىشود. براى جلوگيرى از خارجشدن سريع خوراكهاى آردى از بدن دامهاى پروارى از اين علوفه استفاده مىكنند. كاه به علت خشك و پُرحجمبودن، ارزش غذايى زيادى براى دامها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دامهاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشتههاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دامها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مىگيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراكهاى ديگر به دامها داد. اگر كاه و علوفههاى مانند آن به صورت غنى شده به دامها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مىدارند. براى گاوهاى خشك مىتوان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد. سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفههاى خشك و هضم بهتر اين علوفهها، آنها را سيلو مىكنند. ب - خوراكهاى فشرده شده يا كنسانتره دامى علوفههاى آردى و خوراكهايى كه از رشتههاى كمى تشكيل شدهاند رإ؛ »ل خوراكهاى كنسانترهاى مىگويند. وقتى مقدار مشخصى از مادههايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميلكنندههاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مىشود. براى برطرفكردن نياز غذايى دامهايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مىكنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد. به دامداران عزيز سفارش مىشود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مىكنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مىتوانند كنترل كنند كه از هر مادهاى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود. براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مىتوانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مىكند، مناسب است. مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين مادهها مقدارى كربنات كلسيم يا دىكلسيم فسفات هم اضافه مىكنند. نكتههاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره
براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مىرسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفههاى مرغوب مىتوان نياز غذايى اين دامها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مىكنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد. براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مىكند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد. تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كمكم انجام شود. تا باعث كمشدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مىشود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد. علوفههاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفههاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.
براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مىتوان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كمشدن چربى شير مىشود. در اين حالت بايد از علوفههاى مرغوب با رشتههاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. دستور تهيه كسانتره براى گوسالههاى پروارى
مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دامها بگذاريد. فراهمكردن خوراك لازم براى دامهاى مختلف
همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف مادههاى غذايى دامها با هم فرق مىكند. الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراكهايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفههايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است. مقدار خوراك براى اين دامها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مىدهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد. در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفههاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفههايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود. ب - گاوهاى خشك آبستن در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كمكم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفههاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مىتوان، خوراكهاى كمارزشتر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مىتوان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دامها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مىشود. در نتيجه، سختزايى و بيشترشدن هزينهها را به دنبال دارد. دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفههاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد. ج - گوساله هاى پروارى سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوانها و اندام گوسالهها رشد مىكند. بنابراين گوسالهها به خوراكهايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفههايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراكهاى كلسيمدار ضرورى است. اضافهوزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دامهاى جوان از نظر اقتصادى باصرفهتر است. سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوسالهها رشد ابتدايى خود را انجام دادهاند. در نتيجه، استخوانها و اندامها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاقشدن گوسالهها بايد از خوراكهاى پرانرژى و علوفههايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد. آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافهشدن وزن گوسالهها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود. استفاده از ضايعات در تغذيه دام
نان خشك
خوراكى است كه از آرد گندم به دست مىآيد. اين خوراك براى دامهاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسمومشدن دامها مىشود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتىهايى مىشود. چون نانهاى خشك به طور صحيح جمعآورى نمىشوند، ممكن است لابهلاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتىهاى مختلف براى دام مىشوند. چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مىشوند، كمكم از ديواره نگارى مىگذرند و به قلب مىرسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مىشوند. مادههاى پلاستيكى نيز باعث بستهشدن رودههاى دام مىشوند. سبوس برنج
نوع درجه يك آن دانههاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دامها مفيد است. اما نوعهاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مىتوان در نظر گرفت. ملاس
اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مىتوان تا دهدرصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كمكم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است. استفاده از ضايعات براى كمشدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانهها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتىهاى شديد گوارشى براى دام مىشود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفىجات ديگر بايد كمكم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كمكم قطع شود. روش غنىسازى كاه
به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنىسازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنىسازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مىكنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مىكنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مىپاشند و كاه را به هم مىزنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مىريزند و فشرده مىكنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مىشود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مىپوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مىماند و سپس مصرف مىشود. مقدار مادههاى لازم براى غنىسازى كاه
لاس 4 تا 10 كيلوگرم كاه 100 كيلوگرم آب 50 تا 80 ليتر اوره 4 كيلوگرم فايدههاى غنىسازى كاه
1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مىشود. 2- پروتئين كاه بيشتر مىشود. 3- كاه خوش خوراك مىشود. 4- اگر در غنىسازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مىشود. نكتههاى مهم در تغذيه دام
1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنىشده را همراه با علوفههاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه غنىشده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مىكنند. كمكم اين مقدار را بيشترى مىكنند. 2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمىآيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كمشدن چربى شير مىشود. 3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مىشود. همچنين حركت شكمبه را كم مىكند و باعث ناراحتىهاى گوارشى در دام مىشود |
امروزه خوراك دهي به گوسالهها يكي از مهمترين موضوعات بحث ميباشد و تئوريهاي بسياري نيز ارائه گرديده است. هدف ما كمك به شما در فهم احتياجات غذايي گوساله و كاهش اثرات ناشي از كمي خواراك دريافت شده ميباشد. رشد گوساله به عوامل زيادي بستگي دارد اما مهمترين اين عوامل مصرف روزانه انرژي و پروتئين ميباشد. ميزان نياز به انرژي و پروتئين از دو بخش عمده بنام رشد و نگهداري ناشي ميشود. اعمال بدن مانند گرماي مطلوب بدن صرف ميشود كه اين مقدار با اندازه بدن متناسب است گوسالههاي بزرگتر انرژي و پروتئين بيشتري نياز دارند. احتياجات در سطح رشد جهت ساخت بافتهاي بدن صرف ميشود. نكته مهم در اينجا اين است كه خوراك ارائه شده ابتدا نگهداري مصرف ميشود و مازاد خوراك جهت رشد و توليد مصرف ميشود.
اغلب سطح مصرف انرژي عامل محدود كننده رشد ميباشد. اگر گوسالهاي بيش از مقدار مورد نياز جهت نگهداري پروتئين دريافت كند, پروتئين اضافي سطح نگهداري را جهت توليد بافتهاي قابل مصرف جهت بافتهاي بدن را نخواهد داشت. بنابراين جيرههاي غذايي ميبايست جهت رشد انرژي و پروتئين كافي داشته باشند. جيرههاي حاوي نسبت ناصحيح از انرژي و پروتئين رشد را دچار اختلال ميكنند. مواد مغزي تأمين شده در خوراك مايع و در دانه موجود در خوراك استارتر مصرف اين دو و چگونگي اين دو بطور بالقوه ميتوانند روي رشد مؤثر باشند.
تفاوت در احتياجات گوساله.
اگر ما بطور روزانه خوراكي حاوي مقدار معيني انرژي قابل متابوليسم (ME) به گوساله بدهيم كه هر پوند رشد يكساني را براي تمام گوساله نداريم چون اندازه بدن آنها متفاوت ميباشد. اگر ما ميانگيني از احتياجات تمام گوسالهها را در نظر بگيريم و بر آن اساس خوراك دهي نمائيم مسلماً بعضي از گوسالهها بيشتر از سطح نگهداري و بعضي پایین تر از آن خوراك دريافت ميكنند. اگر گوسالههاي ذكر شده بيش از 1 پوند شير خشك جهت تأمين احتياجات خود در روز نياز دارند. ولي با توجه به وجود 20 درصد پروتئين و 20 درصد چربي در شير جايگزين انرژي و پروتئين آنها تأمين شده است.
انرژي مازاد جهت رشد مصرف ميگردد. بسياري از كمپانيهاي توليد كننده شير جايگزين اكنون وجود پروتئين نگهداري فراهم ميكند كه جهت تسريع رشد مفيد ميباشد. اين پروتئين زياد براي ساخت بافت بدن مصرف ميشود نه براي بافت چربي. براي رسيدن به اين رشد گوسالهها ميبايست بيش از شير جايگزين پيشنهادي تغذيه شوند.
احتياج پروتئين جهت رشد.
گوسالههايي كه شير جايگزين حاوي ميزان بيشتري پروئين را دريافت ميكنند ميبايست جهت افزايش وزن روزانه بهتر در دوره بعدي ماده خشك بيشتري دريافت نمايند. اگر ماده خشك مصرفي روزانه زياد نشود پروتئين مازاد هدر ميرود زيرا انرژي اولين عامل محدود كننده ميباشد. بنابراين ميزان خوراك گوساله ميبايست سطح رشد مطلوب وي را تأمين نمايد تا نسبت صحيحي از پروتئين و انرژي در خوراك موجود باشد. پروتئين بيشتر و يا خوراك دهي با ماده خشك بهتر بپردازيم ولي ممكن است كه سن اولين زايش را در اثر اين نوع خوراك دهي كاهش دهيم.
همچنين در چنين حالتي كه گاوها پروتئين بيشتري براي رشد بهتر دريافت ميكنند مديريت بهتري بايد اعمال گردد تا سلامت گوساله تأمين شود. اگر چه دانه غلات باعث كاهش فعاليت شكمبه در ابتداي زندگي ميگردند كه ميبايست مورد توجه قرار گيرد.
پايه خوراك مورد نياز گوساله در شكل 2 نشان داده شده است. براي رسيدن گوسالهها به وزن 100 پوند شير جايگزين حاوي 20 درصد پروتئين بطور استاندارد به مقدار 1/23 پوند در روز براي هر گوساله در نظر گرفته شده است كه افزايش وزن روزانهاي معادل 75/0 پوند را اعمال ميكند اين جيره كافي و معمول است چنانچه گوساله بتواند بيش از 1 پوند در روز بخورد آمادگي دريافت خوراك خشك را خواهد داشت.
اين مثال دانستن وزن بدن واقعي هر گوساله را تأكيد مينمايد. داشتن وزن تولد کم و ندادن خوراك به مقدار كافي به گوساله در چند هفته اول زندگي رشد او را در مراحل بعدي زندگي مختل مينمايد. به عبارت ديگر خوراك دهي بيش از نياز باعث تجمع چربي در بدن تلیسهها ميشود.توصيهها بر اين است كه خوراك مايع به اندازه 12% وزن بدن گوساله ارائه شود. گوسالهاي كه به وزن 100 پوند ميرسد ميبايست 12 پوند شير (خوراك مايع) در روز دريافت نمايد. بياد داشته باشيد كه اگر گوسالهاي بدون توجه به وزن, خوراك دريافت ميكنند تعدادي زير سطح مورد نياز و تعدادي نيز فراتر از آن تغذيه ميشوند.
درمانهاي وجود تنش, مانند دورهاي سرماي پياپي, غلظت مواد مغذي بخصوص انرژيها بايست افزايش پيدا كند. آسانترين راه رسيدن به اين هدف خوراك دادن به گوسالهها به همراه دانه غلات تازه است. روش ديگر دادن جايگزين شير با درصد چربي يا انرژي بيشتر و يا افزايش مقدار شير در روز به ميزان 30 تا 50 درصد كه گوساله را براي گذران دوره سرما حفظ ميكند. بيش از 70 درصد گوسالههاي شيري در ايالات متحده شير جايگزين را به مقدار بيشتر دريافت ميكنند. ميزان بار ميكروبي و قيمت شير جايگزين در انتخاب آن بسيار مؤثر است. جايگزين شير و يا ساير مواد مشابه ميبايست حاوي مواد مختلفي جهت تأمين نياز گوساله باشند. افزودنيها شامل, ويتامينها, آنتي بيوتيكها, ممانعت كننده از فعاليت كوكسيها و پروبيوتيك, اليگو ساكاروئيد در شير جايگزين تأمين ميشوند.
بطور معمول درصد پروتئين موجود در شير جايگزين 28-20 درصد ميباشد. كه در حالت عادي بين 22-20 درصد ميباشد. چربي خام بين 22-10 درصد است كه ميزان معمول آن 20-15 درصد A , D وE و عناصر كم مصرف ميباشد. هر شير جايگزين با توجه به هدف سازنده افزايش وزن روزانه خاصي را ايجاد ميكند و همينطور ميبايست مقدار خاصي از آن را نيز ارائه داده. انتخاب جايگزين شير براي رسيدن به رشد و افزايش وزن مطلوب ما بسيار اهميت دارد. عمدتاً برنامههاي خوراك دهي با مواد مايع جهت محدود سازي مصرف خوراك مايع و رسيدن به مصرف ماده خشك طرح ريزي شدهاند. در انتخاب نوع برنامه تغذيه قيمت خوراك مايع و افزايش وزن سريعتر و قيمت آن براي هر كيلوگرم ميبايست بررسي شود. همچنين ميبايست اثرات بعدي خوراك دهي با سطح بالاتر انرژي و پروتئين را بررسي كنيم.
كليدهاي مناسب براي مديريت توليد مثل گاوهاي شيرده
مقدمهتوليد مثل عاملي كليدي در تعيين بازده پرورش گاوهاي شيرده مي باشد. در بهترين شرايط هر ماده گاو، سالانه يك گوساله توليد خواهد كرد. از نظر اقتصادي، باروري معمولا با توجه به فاصله زايش پي در پي دو گوساله ارزيابي مي شود. معيارهاي اندازه گيري بازده توليد مثل، شامل تعداد تلقيحات به ازاي آبستني، ميزان آبستني در ازاي اولين تلقيح، تعداد روزهاي باز و فاصله زايش مي باشد. فاصله زايش مطلوب در بيشتر گاوداريها 12-13 ماه است. در بيشتر گاوداريها درصد آبستني با اولين تلقيح بين 50-60 % است و براي 55% آبستني ها به حدود 8/1 تلقيح براي هر آبستني نياز است. يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. اين مقاله ترويجي، كه با همكاري كارشناسان مركز تحقيقات و معاونت امور دام و بخش ترويج استان تهيه شده است، سعي دارد كه دامداران استان را با روشهاي سنتي و علمي تشخيص به موقع قحلي و آبستني متعاقب تلقيح آشنا كند.
مفهوم فحلي: پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي: يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي: مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است.
وسائل و روشهاي كمكي براي تشخيص فحلي:
1- استفاده از ركورد برداري و تابلوي توليد مثل: بي گمان مهمترين كمك در تشخيص فحلي داشتن سيستم ركورد برداري مي باشد . يكي از روشهاي ركوردبرداري استفاده از تابلوي گردان توليد مثل مي باشد. يك تابلوي مديريت توليد مثل در خيلي از گاوداري ها به عنوان پرونده موقتي اطلاعات و وسيله براي كمك كردن به تصميم گيري مناسب مورد استفاده قرار مي گيرد. تابلو به 12 قسمت تقسيم شده است و هر قسمت يك ماه را نشان مي دهد كه خود به روزهاي آن ماه تقسيم مي شود. در هر روز اين تابلو به اندازه يك روز چرخانده مي شود. هر طرف شماره يا وسيله چسب دار داراي رنگ متفاوتي است. رنگ ها معمولا نكاتي مانند فحلي گاو، گاوهاي آبستن، گاوهاي آماده براي تلقيح، گاوهاي خشك را نشان مي دهند. بنابراين گاودار مي تواند هر روز با نگاه كردن به تابلو گاوهايي كه انتظار مي روند فحل شوند را شناسايي مي كند.
2 - استفاده از دوربين مدار بسته: استفاده از دوربين و تلويزيون مي تواند وسيله اي موثر براي مشخص كردن گاوهاي فحل باشد. روشن است كه هنگامي اين روش نتيجه بهينه مي دهد كه گاودار بخوبي بتواند گاوهاي خود را بشناسد و يا با پلاك شماره گذاري آنها را از يكديگر متمايز نمايد.
3-استفاده از قدم شمار(Movement detector Pedometer): در حين فحلي گاو ماده نسبت به ساير دوره ها تحرك بيشتري دارد و مدت كمتري را صرف استراحت و غذا خوردن مي كند.لذا در زمان فحلي با استفاده از پدومتري كه به پاي گاو بسته مي شود مي توان ميزان مسافتي كه گاو طي كرده اندازه گيري نمود و غير مستقيم به فحل بودن گاو ماده پي برد.
4 -استفاده از قلم علامت گذار(Crayon): اين وسيله مانند يك قلم نشانه گذاري است كه بوسيله آن هر بامداد بالاي دم گاو ماده علامتگذاري ميشود.در صورت سواري گرفتن ساير گاوها،اين رنگ پاك شده و دامدار به فحل بودن گاو پي خواهد برد.
5-اندازه گيري مقاومت الكتريكي واژن (Vaginal resistance measurement): در هنگام بروز فحلي، حجم مايع مخاطي واژن و همچنين محتويات يوني آن به طور محسوسي افزايش يافته و قابليت رسانايي بالائي پيدا مي كند.با استفاده از نشانگرهاي ثبت كننده مقاومت الكتريكي محتويات واژن، از فحلي گاو مذكور مي توان اطمينان حاصل كرد.از معايب اين روش اينست كه وارد كردن اين وسيله در واژن باعث التهاب بافتهاي مربوطه مي گردد و احتمال بروز عفونت را افزايش مي دهد.
6 -اندازه گيري ميزان پروژسترون شير باستفاده ازروش راديو ايمنواسي(Radioimmunoassay) با توجه به اينكه در هنگام فحلي غلظت استروژن خون افزايش و متعاقبا ميزان پروژسترون كاهش مي يابد .با استفاده از روشهاي موجود ميزان كاهش پروژسترون خون ميتواند يكي از نشانه هاي تشخيص گاو در حالت فحلي باشد.
7-استفاده از شاخص ياب ((Heat mount detector: ابن وسيله به گاودار نشان ميدهد كه آيا گاو ماده به گاوهاي ديگر سواري داده است يا نه،از لحاظ ساختار اين وسيله داراي دوكيسه تو در تو با يك سيلندر پلاستيكي است.هنگامي كه ساير گاوها سوار گاوحاوي اين وسيله شوند،كيسه داخلي پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگي به درون كيسه بزرگتر مي شود.
8- استفاده از خمير دميTail past: اين وسيله،وسيله اي بسيار ارزان و مقرون به صرفه است و در حقيقت خميري است كه ناحيه دم ماليده مي شود و پس از خشك شدن در صورت سواري گرفتن ساير گاوها تحت فشار وارده شكسته مي شود و فحل بودن احتمالي گاو را اطلاع مي دهد.
9- استفاده از تي زر(Teaser): تي زر به حيواني گفته مي شود كه به سوي گاو فحل جذب مي شود و در نتيجه امكان شناسايي گاو فحل را به آساني امكانپذير مي سازد.
9-1)استفاده از سگ فحل ياب: در اين روش از سگهاي تعليم ديده براي تشخيص بوي ترشحات ماده گاو فحل استفاده مي كنند.
9-2)استفاده از گاو نر اخته يا آندوژنه: در اين روش امكان آسيب ديدن گاو ماده نسبت به روشهاي ديگر بسيار زياد است لذا كمتر توصيه مي شود.
9-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه اي(Chin ball maker): در اين روش از يك قلم نشانه گذاري كه به چانه گاو نصب شده استفاده مي كنند.اين وسيله حاوي كره اي است كه محتوي ماده رنگي است كه گاو فحل به طور غير مستقيم تشخيص داده مي شود.
10- اندازه گيري دماي بدن: در هنگام فحلي، ابتدا دماي بدن به طور محسوسي كاهش و در نهايت در مدت كوتاهي دماي بدن افزايش مي يابد لذا مي توان با اندازه گيري دما تا حدودي از فحل بودن گاو ماده مطلع گرديد.
تشخيص آبستني: تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند. در ذيل تعدادي ار روشهاي سنتي و جديد تشخيص آبستني آورده شده است:
1- بازرسي ركتال در اين روش با وارد كردن دست به درون راست روده محتويات رحم جهت تعيين تعييرات اندازه يكي از شاخهاي رحم كه به دليل وجود جنين صورت گرفته است از راه لمس كردن بازرسي مي شود. از هفته ششم تا هشتم آبستني اختلاف اندازه بين دو شاخ رح محسوس تر است.
2- تشخيص آبستني با اندازه گيري هورمونها: اندازه گيري هورمونها براي تشخيص آبستني بويژه اگر در شير امكانپذير باشد به دليل راحتي نمونه گيري مزيتهاي بيشتري از روش بازرسي ركتال دارد.
2-1) پروژسترون جسم زرد در طول آبستني پروژسترون توليد مي كند. حداكثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمكريزي حاصل مي شود. روشهاي اندازه گيري پروژسترون مانند راديو ايمنو اسي و تست اليزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخيص آبستني مي باشد.
2-2) سولفات استروژن تعيين تركيباتي كه به وسيله جنين توليد مي شود، نسبت به تركيبات توليد شده توسط مادر ارزش بيشتري براي تشخيص آبستني خواهد داشت. جنين استروژن توليد مي كند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستني افزايش مي يابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگي نشانه آبستني است.
3-بالوتمان: شكم گاو ماده آبستن تقريبا از ماه هفتم آبستني بزرگتر مي شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شكم فشار داده شود گاهي مي توان برخورد جنين به دست راپس از بازگشت جنين حس كرد.
4-اولتراسوند:در اين روش از ميله درون ركتومي استفاده مي شود كه امواج فراصوتي ارسال كرده و امواج منعكس شده را دريافت مي كند. طول موج پس از برخورد با جنين زنده و يا جريان خون جنين تعيير مي يابد.
جمع بندي:يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد تشخيص دقيق آبستني از نظر به دست آوردن و حفظ حداكثر بازدهي توليد مثل حائز اهميت است. دانستن اين نكته كه يك گاو پس از جفتگيري آبستن نشده است براي گاودار از اين نظر اهميت دارد كه با كمترين اتلاف وقت گاو را جفتگيري داده يا تلقيح كند.
منبع سایت دانشکده دامپروری زابل