سايت : www.Aoes.Edu
Reference: D. RanKins. 2000. Feeding broiler litter to beef cattle. Animal and Daivy science Department university of AUBURN.
ترجمه :
سهراب آذرفر
مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي آذربايجانشرقي
پست الكترونيكي Tabriz-anrc@sonra.Net
مقدمه:
بي حرکت ايستادن و اجازه سواري دادن به گاو نر و يا يک گاو ديگر، اصلي ترين و مطمئن ترين نشانه فحلي، و بهترين شاخص است که نشان مي دهد ماده گاو يا تليسه، در گامه پيش از تخمک ريزي قرار دارد و آماده پذيرش جنسي است.شدت و طول دوره بروز رفتارهاي فحلي در خلال چرخه فحلي، بين گاوهاي مختلف، بسيار متغيير است.تعداد جفتگيري موفقيت آميز با گاو نر، مي تواند تا 20 بار نيز برسد. "برهم کنش اجتماعي"، سازه هاي مديريتي، نوع ساختمانهاي نگهداري و امکانات آن ،محيط فيزيکي، تغذيه،سن، وضعيت فيزيولوژيکي ، سازه هاي ژنتيکي، و بود يا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهاي فحلي تاثير مي گذارند. هدف اين مقاله،بررسي جنبه هاي مهمتر اين سازه ها ، بررفتارفحلي در گاو
است.
برهم کنش های اجتماعی
بر هم کنش هاي اجتماعي، از جمله "چيرگي اجتماعي"(Social dominance)چيره بودن بر ديگر افراد گله بر بروز رفتارهاي فحلي، تاثير مي گذارند. در تليسه هايي که به شکل گروهي نگهداري مي شوند، برخي از تليسه هاي فحل، سواري مي گيرند. گاو هاي درشت جثه چيره، ممکن است از سواري گرفتن گاوهاي زيردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگيري کنند، هر چند که در برخي پژوهش ها، رابطه اي بين درجه اجتماعي(Social Rank) و بسامد سواري از نظر تعداد سواري داده شده و تعداد سواري گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش هاي اجتماعي، بر زمان بندي بروز رفتار فحلي در گله و احتمالا بر ساز و کارهاي فيزيولوژيک موثر بر فحلي، تاثير مي گذارند. در شرايطي که فحلي در گاوهاي گله همزمان شده بود، درجه اجتماعي گاوهاي چيره، اثر بسيار شديدي بر طول دوره فحلي و نيز تعداد گاوهايي داشت که در هر زمان معين، فحل بودند. زماني که اقدام به همزمان سازي فحلي در گله مي شود، ماده گاوها، تمايل به تشکيل گروه هايي دارند که انها را "گروه فعال جنسي"(Sexuall Active Group)مي نامند. جابجايي گاو ها در اين گروه ها، اغلب بسيار زياد است و اعضاي گروه، پيوسته، تغيير مي کنند. عملکرد جنسي گاوهاي نري که پيش از جفتگيري با ماده گاو ، سواري گرفتن و يا سواري دادن ديگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزايش مي يابد. با همزمان کردن فحلي، تعداد گاوهايي که در تشکيل " گروه جنسي فعال " شرکت مي کنند، افزايش مي يابد. همزمان شدن فحلي ماده گاوها، به طور طبيعي نيز اتفاق مي افتد و بين گاوهاي جوان تر، شايع تر است. پديده همزمان شدن فحلي در طبيعت نيز نشان مي دهد، گاوهاي فحل به گونه اي بر فحلي ديگر گاوهاي فحل در گله، اثر مي گذارند. متراکم شدن بروز فحلي، بين گاوهاي اصطبل هاي جاور نيز رخ ميدهد، به ويژه اگر امکان تماس حسي وجود داشته باشد. در گروه هاي جنسي فعال، ماده گاوها، گاوهاي ماده ويژه اي را به عنوان شريک جنسي،(Sexual partner) بر مي گزينند و اين تمايل، در گاوهاي مسن تر بيشتر ديده مي شود. ماده گاوها ، جذابيت جنسي کمتري براي ديگر گاوهاي گروه دارند اما بندرت به سوي آنها مي روند و يا در زمان فحلي تمايل به سواري گرفتن دارند. برخي گاوها، درست بر عکس اين رفتار را نشان مي دهند.
سازه های مدیریتی
تشخيص فحلي، يکي از مهمترين نگراني هاي گاوداريهايي است که علاقه مند به بکارگيري تلقيح مصنوعي هستند. دقت و کارايي مشاهدات مستقيم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندي دوره هاي مشاهده، بستگي دارد. براي افزايش کارآيي تشخيص فحلي، مي توان از روش همزمان سازي فحلي، بهره گرفت. بسامد بروز فحلي و طول دوره فحلي، کاملا متغيير بوده است و از اين نظر، بين گاوهايي که فحلي طبيعي داشتند و آنهايي که با پروستاگلاندين همزمان شده بودند، تفاوتي ديده نشده است. در گاوهاي کوهان دار در مکزيک، طول ميانگين دوره فحلي در حالت طبيعي و در گاوهاي همزمان شده با پروستاگلاندين به ترتيب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تليسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارايي تشخيص فحلي در روش PRID و ايمپلاتست پروژسترون تقريبا برابر با 70 درصد ولي براي روش پروستاگلاندين، 44 درصد بود. مطالعه گاوهاي اروپايي نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزايش بسامد و برهم کنش هاي جنسي بين ماده گاوها مي شود. گاوهايي که در اصطبل نگهداري مي شوند نسبت به آنهايي که در مراتع هستند، در هر دوره فحلي، سواري بيشتري مي دهند. در مرتع ، زمان بيشتري صرف چرا مي شود و از اين رو، زمان کمتري براي بروز برهمکنش هاي رفتاري وجود دارد. نوع مواد بستر نيز مي تواند بر بسامد رفتاري فحلي اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثير نامطلوبي بر بروز فحلي دارند. سواري گرفتن گاوهاي فحل روي سطوح چوبي بيشتر از سطوحي است که با کاه پوشيده شده اند(به ويژه، براي گاوهاي مسن تر) و براي سطوح سيماني بيشتر از خاکي است.برخي پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتوني، به ميزان زيادي بسامد سواري دادن و طول دوره فحلي را نسبت به سطوح خاکي، کاهش مي دهند.زماني که مشکلات سم در گله شايع تر باشد، تفاوت بين سطوح بتوني و خاکي از نظر بسامد سواري، به مراتب بيشتر است. سروصداي بلند از ديگر سازه هايي است که فعاليت سواري دادن را کاهش مي ده، به ويژه اگر صدا نا منظم و غير عادي باشد. سقف هاي کوتاه ساختمان، عمق زياد گل ولاي، در انتظار زمان شيردوشي و تغذيه (شرطي است) بودن نيز بسامد سواري دادن را کاهش مي دهند.
سازه های محیطی
سازه هاي محيطي، بر فعاليت هاي جنسي و بازدهي توليد مثل گاو، تاثير مي گذارند. حتي "فاز ماه"(Lunar phase) مي تواند بر فعاليت فحلي تاثير داشته باشد. در اواخر پاييز و اوايل زمستان رفتار فحلي، در مقايسه با تابستان، کمتر، و چرخه هاي فحلي نا منظم و تعداد روزهاي باز در ماه هاي زمستان بيشتر گزارش شده است. تداوم دماي محيطي بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلي و کاهش شدت فحلي در گاوهاي شيري مي شود. انتقال گاوهاي اروپايي به نواحي نيمه گرمسيري و گرمسيري موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي شد که ناشي از تاثير تغييرات تغذيه اي، آب و هوا، و انگل ها بر توليد مثل است. در حالي که نزادهاي کوهان دار، در ماههاي گرم سال، رفتارهاي فحلي بيشتري را نشان مي دهند، در گاوهاي اروپايي، هواي سرد(اگر زياد شديد نباشد) تاثير مهاري کمتري بر بروز فحلي دارد تا هواي گرم. در ماههاي تابستان، طول دوره فحلي ماده گاوهاي هولشتن(لا ضريب چاقي لاغري6/2)، در محيط کاملا خنک(16 ساعت) بيشتر از محيط نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخي گزارش ها حاکي از اين هستند که فحلي، هنگام شفق و در ساعت هاي روشنايي، اغاز مي شوود در حالي که برخي گزارش ها مي گويند که بيشترين فعاليت سواري، هنگام عصر و شب، رخ مي دهد. اين در حالي است که برخي پژوهشگران تفاوتي در بسامد فعاليت جنسي بين روز و شب مشاهده نکردند. بيشتر يافته ها درباره گاوهاي کوهان دار، نشان مي دهند که احتمال بروز رفتارهاي فحلي، در ساعات هاي تاريکي و يا ساعت هاي آغازين صبح، بيشتر است. شدت رفتار فحلي، تحت تاثير زمانمي از شبانه روز است که فحلي آغاز مي شود. فعاليت جنسي گاوهايي که فحلي آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهايي که در عصر آغاز شده بود، بيشتر بود_4/11 سواري در ساعت در برابر6/7). سازه هاي ديگري مانند باد شديد، باران شديد و رطوبت زياد نيز موجب کاهش فعاليت هاي حرکتي وابسته به فحلي مي شوند.
تغذیه
سازه هاي تغذيه اي مي توانند موجب مهار چرخه تخمداني شوند اما بطور کلي، تا زماني که چرخه هاي تخمداني، طبيعي باشند، تاثيري بر چگونگي بروز فحلي ندارند. افزايش و يا کاهش شديد مقدار خوراک گاوهاي گوشتي، شروع فحلي پس از زايش را در مقايسه با گاوهايي که وضعيت بدني متوسط تا خوبي داشتند، به تاخير انداخت. کمبود شديد پروتئين موجب بروز ناهنجاريهاي توليد مثلي و تغذيه با مقادير زياد پروتئين، موجب تاخير در بلوغ و افزايش تعدا روزهاي باز در گاوهاي شيري مي شود. کمبود ويتامين A، موجب تاخير در بلوغ مي شود. در بسيار موارد، تعادل انرژي تاثير به سزايي بر از سرگيري چرخه هاي تخمداني پس از زايش دارد، به گونه اي که تعادل منفي انرژي بروز فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد. تعادل منفي انرژي و يا چاقي زياد تليسه ها تاثيري بر طول دوره فحلي نداشت. تغذيه تليسه ها با جيره هايي که 80، 100 و 120 درصد نيازهاي انرژي و پروتئين را تامين مي کرد نيز تاثيري بر طول دوره فحلي و فعاليت هاي سواري آنهانداشت. کمبود مينرال ها نيز بر توليد متل تاثير مي گذارد. کمبود فسفر، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد اما تغذيه جيره هايي که 73،138،246 درصد نيازهاي فسفر تليسه هاي شيري شيري را تامين مي کرد. تاثيري بر طول دوره فحلي و بسامد سواري دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه هاي فحلي را منظم مي کند و کمبود منگنز، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد و اگر شديد باشد موجب قطع کامل چرخه هاي تخوداني مي شود. کمبود بتاکاروتن نيز موجب کاهش شدت رفتارهاي فحلي شده است.
سن ووضعیت فیزیولوژیکی گاو
گفته مي شود که طول دوره فحلي تليسه کمتر از گاو است اما برخي پژوهش ها تفاوت آشکاري در ميانگين طول دوره فحلي تليسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهاي مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) نديدند. شدت رفتار فحلي با افزايش سن افزايش يافت (5/5 سواري بيش از نخستين ابستني تليسه ها، 3/6 سواري در تليسه هاي زايش اول ، و 9/7 سواري در گاو هاي مسن تر) و گاوهاي مسن تر، در آغاز دوره فحلي، نسبت به گاوهاي جوان تر، فعاليت سواري بيشتري را نشان دادند. تعداد سواري گرفتن از تليسه ها و گاوهاي فحل، کاملا متغيير است;تعداد سواري در گاوهاي شيرده، بين 3-140 و در تليسه ها، بين 3-225 بار متغيير بود تمايل به تشکيل "گروههاي جنسي فعال" با افزايش سن، کاهش مي يابد و ترکيب گروه هاي جنسي فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقايسه با گاوهاي مسن تر، تعداد گروه هاي فعال جنسي در تليسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بيشتر بود."گروه هاي فعال جنسي" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپايدارتر بودند و گاوها تمايل بيشتري به شرکت در گروه هايي داشتند که پيشينه آشنايي با آنها را داشتند. با پيشرفت دوره فحلي ، تغييراتي نيز در فعاليت جنسي ديده مي شود. سواري دادن يا گرفتن در چند ساعت آغازين دوره فحلي واقعي، بيشتر است و سپس به تدريج، کاهش مي يابد. شيردهي و يا حضور گوساله، موجب تاخير در آغاز چرخه فحلي مي شود و رفتار فحلي را مهار مي کند. در سه ماه اول پس از زايش، ميانگين تعداد سواري هاي داده شده يا گرفته شده به ازاي هر ماده گاو و در هر دوره فحلي، با هر نوبت فحلي پس از زايش افزايش يافت. در فعاليت هاي سواري دادن و يا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل يکي از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهاي اروپايي، نزديک به 6درصد گاوهاي آبستن، در فعاليت هاي سواري شرکت مي کنند. اين رقم در گاوهاي زيبو، کمتر از 2 درصد است. فعاليت سواري گاوهاي آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستني، محدود مي شود که غلظت استروژن خون معمولا پايين است. گاوهاي اروپايي، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمايل به سواري گرفتن دارند اما گاوهاي براهمن در اين مراحل، هم سواري مي دهند و هم سواري مي گيرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلي و يا مهار آن مي شود. انتقال گاوهاي زيبو به مراتع جديد و يا محصور کردن آنها در اصطبل، فعاليت فحلي آنها را کاهش مي دهد. توفانهاي موسمي گرمسيري نيز تاثير همانندي دارند. تزريق 320 واحد بين المللي ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخير در بروز فحلي و کاهش طول دوره فحلي در تليسه ها شد. اينفيوژن کورتيزول در مرحله پرواستروس به تليسه ها براي 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلي شد بدون اين که تاثيري بر غلظت پلاسمايي استراديول داشته باشد. يکبار تزريق کورتيزول (تا 200 ميلي گرم) به تليسه هاي تخودان برداري شده اي که استراديول دريافت کرده بودند، تاثيري بر ويژگي هاي فحلي نداشت. يک تزريق 4 ميلي گرمي دگزامتازون به چنين تليسه هايي، درصد تليسه هاي فحل را کاهش داد اما تاثيري بر رفتار فحلي تليسه هايي تداشت که فحلي نشان دادند. افزايش غلظت استراديول موجب سرژ گونادوتروپين ها و بروز فحلي مي شود اما رابطه مستقيمي بين غلظت استراديول و يا پروژسترون با شدت رفتارهاي فحلي ديده نشد. از سويي، کاهش غلظت پروژسترون و افزايش استراديول موجب تحريک فعاليت جنسي در مراحل پاياني دوره فحلي شد. گاوهايي که دوره فحلي طولاني تري داشتند، نرخ آبستني بالاتري نيز داشتند. شدت رفتارهاي فحلي تاثيري بر نرخ آبستني نداشت اما افزايشي برابر 12 درصد در نرخ آبستني نيز براي گاوهايي گزارش شده است که فعاليت جنسي آنها در فحلي پس از زايش، بيشتر بود.
سازه های ژنتیکی
طول دوره فحلي و شدت رفتارهاي فحلي، تفادت هايگونه اي و ژنتيکي نشان مي دهند. دامنه طول دوره فحلي (پذيرش جنسي) ماده گاوهاي اروپايي بين 4 تا 48 ساعت(ميانگين هايي بين 6/13 و 3/19 ساعت) و ميانگين آن در گاوهاي هندي (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معيار) گزارش شده است. تفاوت هايي از نظر شدت رفتار فحلي بين گاوهاي اروپايي و هندي نيز گزارش شده است. گاوهاي براهمن در هر ساعت دوره فحلي، به طور متوسط يکبار سواري دادند در حالي که اين رقم براي گاوهاي شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهاي فحلي گاوهاي براون سويس، کمتر از نژاد هاي شيري ديگر بود و بطور کلي، نژادهاي تيره رنگ نسبتبه گاوهاي دارايموهاي سفيد يا قرمز، شدت فحلي بيشتري نشان دادند. به طور کلي، شدت رفتارهاي فحلي در گاوهاي مناطق گرمسيري، کمتر است و رفتارهاي شديد فحلي تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضريب وراثت پذيري شدت رفتارهاي فحلي، پايين است(21/0) که نشان مي دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلي، متفاوتي دارند.
اثر گاو نر
در ساعت هاي آغازين روز، گاوهاي نر در گروه هاي "نا هم جنس"،از نظر جنسي فعال تر هستند. در اين ساعت ها، طول دوره فحلي گاوهاي ماده نيز بيشتر است. الگوي فعاليت جنسي گاوهاي نر در برابر همان ماده گاوهاي فحل، نيز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تي زر (Teaser)موجب بهبود فرايند تشخيص فحلي در گاوهايي مي شود که فحلي طبيعي دارند، اما اين اثر در گاوهايي که با روش هاي هورموني همزمان شده اند، ديده نشده است. گاوهاي تي زر، در بيشتر موارد تنها از برخي گاوهاي فحل همزمان شده، سواري مي گيرند و به برخي از آنها نيز توجه نمي کنند. حضور گاو نرف زمان اولين تخمک ريزي و فحلي پس از زايش را تحت تاثير قرار مي دهد و موجب کاهش برهم کنش بين ماده ها و نيز از هم گسيختگي "گروه هاي جنسي فعال" مي شود. تفاوت هاي موجود در رفتارهاي جنسي بين گاوهاي نر، بر کاربرد آنها براي تشخيص فحلي، اثر مي گذارد. در حالي که يک گاو نر پس از از 50 ساعت نزديک به 30 درصد از ماده گاوهاي فحلي را شناسايي کرده بود، گاو نر ديگري پس از 60 ساعت، نخستين سواري خود را انجام داد. جفتگيري با گاو نر و يا تلقيح مصنوعي، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي مي شود. تحريک سرويکس، موجب آزاد سازي اکسي توسين مي شود که احتمال مي رود ، سازه فيزيولوژيکي براي کاهش طول دوره فحلي باشد
ترجمه: مهندس امید کرمانیها
مقدمه:
یک راهنما برای تولید موفق، غذای مناسب برای گاو است. هزینه غذا بیشترین بهایی است که برای نگهداری گاو باید پرداخت.فهم مراحل هضم نشخوارکنندگان وغذای اصلی آنها، نیازمند غذا دادن و مدیریت خوب است.
طرح توجيحي فني ،مالي و اقتصادي پرورش گاوشيري با پنجاه راس
خلاصه طرح
موضوع طرح : پرورش گاو شيري منبع: انجمن متخصصان علوم دامی خراسان
ظرفيت :پنجاه راس
محل اجراي طرح : قابل اجرا در كليه مناطق كشور
سرمايه گذاري كل : 74/1205 میلیون ریال
سهم آورده ي متقاضي : 74/125 میلیون ریال
سهم تسهيلات : 1080 ميليون ريال
دوره بازگشت سرمايه : 27 ماه
ميزان اشتغال زايي :14 نفر
كليه محاسبات بر اساس قيمت هاي سال 1382 می باشد
مقدمه :
جمعيت جهان كه در آغاز قرن بيستم حدود دو ميليارد نفر تخمين زده ميشد به بيش از شش ميليارد نفر در آغاز سده جديد افزايش يافته و پيش بيني ميشود كه تا سال 2020 اين رقم از مرز هشت ميليارد نفر نيز عبور كند ، يعني در طول فقط دو دهه ، جمعيتي بالغ بر كل جمعيت جهان به جمع نفوس جهان افزوده خواهد شد .
نياز روز افزون جمعيت رو به رشد به مواد غذايي ، رشدي جهشي را در صنايع غذايي تمام ملل ايجاب مينمايد . شير يكي از مهمترين مواد خوراكي مورد استفاده بشر است . اين ماده غذايي با دارا بودن مقدار زيادي پروتئين ،ويتامين ، كلسيم و ساير مواد معدني و نيز حدود 750 كيلو كالري انرژي در هر ليتر ميتواند سهم عمده اي در سلامت و سبد غذايي افراد جامعه داشته باشد .
نياز انسان به پروتئين موجب شده كه دامهاي اهلي توسط بشر نگهداري و پرورش يافته و بخشي از نياز غذايي وي را تامين نمايد . يكي از اساسي ترين و مهم ترين مواد غذايي هر جامعه را لبنيات تشكيل ميدهد . و پايه توليدات لبني شير است . شير حاوي تركيبات غذايي بسيار غني از جمله كلسيم ، چربی بدون كلسترول ، ويتامين ها علي الخصوص ويتامين D و مواد پروتئيني مي باشد . بطوريكه به تنهايي مي تواند غذاي كاملي براي انسان محسوب مي گردد ، غذايي كه مصرف آن براي همه گروهاي سني و جنسي لازم و ضروري است .
ارائه دهندگان اين طرح در نظر دارند به فعاليت در زمينه توليد شير پرداخته و شير مورد نياز در سطح منطقه را تامين نمايند ، در عين حال با تلقيح گاوهاي شيري اقدام به توليد گوساله نموده و گوساله هاي نر حاصل را به فروش برسانند . ضمن اينكه تليسه هاي بوجود آمده جايگزين دامهاي پير شده و مازاد تليسه ها نيز به فروش خواهند رسيد. همچنين علوفه و كنسانتره مورد نياز نيز از محل كاشت علوفه در اراضي طرح استحصال ميگردد . اجراي اين طرح علاوه بر اينكه داراي توجيه اقتصادي مناسبي مي باشد ، زمينه اشتغال نيروهاي ماهر و نيمه ماهر را فراهم مي آورد . ضمن اينكه اين طرح داراي اين قابليت می باشد که در قالب تعاوني هاي بانوان نيز به مرحله اجرا درآيد .
توجيه اقتصادي طرح :
الف )سرمايه گذاري ثابت :
الف -1) زمين
زمين مورد نياز طرح بالغ بر بيست و پنج هكتار مي باشد كه از اين مقدار چهار هزار متر مربع به احداث گاوداري و مابقي به كشت علوفه اختصاص مي يابد . باتوجه به اينكه زمين مورد نياز از محل اراضي ملي و منابع طبيعي تامين خواهد شد ، ارزش آن در محاسبات سرمايه گذاري ثابت منظور نگرديده است.
الف-2 )محوطه سازي
|
رديف |
شرح |
مقدار |
هزينه واحد(هزارريال) |
هزينه كل (ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 |
تسطيح و خاكبرداري حصاركشي خيابان كشي پاركينگ و فضاي سبز |
2000متر مربع 5000متر مربع 200متر 100متر مربع |
5 6 10 20 |
10 30 2 2 |
|
جمع |
49 | |||
الف-3 )ساختمانها
|
رديف |
شرح |
زيربنا(مترمربع) |
هزينه واحد(هزارريال) |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 6 |
انبار كنسانتره و علوفه موتور خانه آسايشگاه كارگران اداري و نگهباني بهاربند اصطبل |
170 12 56 24 400 250 |
200 300 450 450 30 200 |
34 6/3 2/25 8/10 12 50 |
|
جمع |
5/135 | |||
الف-4)ماشين آلات
|
رديف |
شرح |
تعداد |
هرينه واحد(هزارريال) |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 |
تراكتورفرگوسن گاوآهن ريك خورشيدي تريلر سمپاش بيلر موور ديسك 28 پره علوفه خردكن آسياب و ميكسر شعله افكن موتورژنراتور دستگاه شيردوش پليت كولر باشير سرد كن |
1 1 1 1 1 1 1 2 1 1 1 1 - - |
63000 2000 3000 10000 8000 6000 5000 5000 8000 15000 3500 60000 - - |
63 2 3 10 8 6 5 10 8 15 5/3 60 50 40 |
|
جمع |
5/325 | |||
الف-5)تاسيسات:
|
رديف |
شرح |
تعداد |
هزينه واحد(هزارريال) |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 6 |
حفر چاه و لوله كشي تاسيسات اطفاي حريق منبع 2000ليتري سوخت انشعاب برق سه فاز منبع آب2000ليتري بيرون بر حمل شير |
1 - 1 1 1 - |
25000 - 4000 10000 5000 2000 |
25 2 4 10 5 2 |
|
جمع |
48 | |||
الف-6)وسايل نقليه:
|
رديف |
شرح |
تعداد |
هزينه واحد |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 |
وانت نيسان با تانك استيل |
1 |
85 |
85 |
|
جمع |
85 | |||
الف-7)تاسيسات اداري:
|
رديف |
شرح |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 |
تلفن ميزوصندلي اداري وسايل آشپزخانه وسايل اداري كاركنان |
3 1 1 2 |
|
جمع |
7 | |
الف-8)هزينه هاي قبل از بهره برداري:
|
رديف |
شرح |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 |
هزينه تهيه طرح ،مشاوره،اخذ مجوزهاو ثبت تسهيلات آموزش |
5/2 5/1 |
|
جمع |
4 | |
الف-9)خريد دام:
|
شرح |
تعداد |
هزينه واحد |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
تليسه |
50 راس |
10 |
500 |
جمع كل سرمايه گذاري ثابت:
|
شرح |
هزينه(ميليون ریال) |
|
محوطه سازي و ساختمانها ماشين آلات وسايل نقليه تاسيسات تاسيسات اداري خريد دام هزينه هاي قبل از بهره برداري |
6/179 5/238 85 48 7 500 4 |
|
جمع |
1/1107 |
|
پيش بيني نشده(معدل5%اقلام فوق) |
4/55 |
|
جمع كل |
5/1162 |
ب-هزينه هاي جاري:
ب-1)مواد اوليه و نهاده هاي توليد :
|
رديف |
شرح |
مصرف سالانه |
هزينه واحد (هزينه ريال) |
هزينه كل (ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 |
دارو بذر كود شيميايي كود دامي انواع سموم تفاله سبوس موادضدعفوني كننده |
- 800كيلوگرم 8تن 100تن 50كيلوگرم 40 تن 23تن - |
هر دام35 10 650 100 35 350 500 - |
75/1 8 2/5 10 75/1 14 5/11 2/0 |
|
|
جمع |
|
|
4/52 |
· ساير علوفه مورد نياز دامها از محل كشت علوفه استحصال ميگردد .
ب-2)حقوق دستمزد: ارقام بر حسب میلیون ریال
|
رديف |
شرح |
تعداد- نفر |
حقوق ماهانه |
حقوق كل |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 |
مدير طرح حسابدار راننده نگهبان و موتورچي كارگر شيردوش كارگر مزرعه كارگرساده دامپزشك |
1 1-پاره وقت 2 1 1 4 3 1-پاره وقت |
1/1 4/0 8/0 8/0 9/0 85/0 8/0 5/0 |
4/15 6/5 4/22 2/11 6/12 6/47 6/33 7 |
|
33%سهم حق بيمه كارفرما |
1/28 | |||
|
جمع كل |
14 |
- |
5/183 | |
ب-3)هزينه نگهداري و تعميرات:
|
رديف |
شرح |
ارزش دارايي |
نرخ |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازي تاسيسات ماشين آلات وسايل نقليه تاسيسات اداري |
6/179 48 5/283 85 7 |
2% 4% 4% 10% 10% |
6/3 9/1 3/11 5/8 7/0 |
|
جمع |
26 | |||
ب-4)هزينه استهلاك:
|
رديف |
شرح |
ارزش دارايي |
نرخ |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازي تاسيسات ماشين آلات وسايل نقليه تاسيسات اداري |
6/179 48 5/283 85 7 |
10% 12% 10% 20% 10% |
96/17 76/5 35/28 17 7% |
|
جمع |
77/69 | |||
ب-5)سوخت و انرژي:
|
شرح |
واحد |
مصرف سالانه |
هزينه واحد(ريال) |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
برق بنزين گازوئيل تلفن |
كيلووات ساعت ليتر ليتر - |
8000 6000 10000 - |
250 650 160 - |
2 9/3 6/1 1 |
|
جمع |
5/8 | |||
جمع هزينه هاي جاري طرح:
|
شرح |
هزينه(ميليون ريال) |
|
مواد اوليه و نهاده هاي توليد حقوق و دستمزد نگهداري و تعميرات استهلاك سوخت و انرژي |
4/52 5/183 26 77/69 5/8 |
|
جمع |
17/340 |
|
پيش بيني نشده(معادل 5%اقلام فوق) |
17 |
|
جمع كل |
17/357 |
سرمايه در گردش:
|
شرح |
هزينه (ميليون ريال) |
|
خريد نهاده هاي كشاورزي ساير مواد غذايي (يك ماهه) حقوق و دستمزد (يك ماهه) سوخت و انرژي(يك ماهه) |
95/24 28/2 3/15 71/0 |
|
جمع كل |
24/43 |
جمع كل سرمايه گذاري طرح:
|
شرح |
هزينه (ميليون ريال) |
|
سرمايه ثابت سرمايه در گردش |
5/1162 24/43 |
|
جمع كل |
74/1205 |
ج-فروش:
|
رديف |
شرح |
ارزش واحد (هزار ريال) |
ميازن توليد |
ارزش كل (ميليون ريال) |
|
1 |
شير |
1600 |
375 تن |
600 |
|
2 |
گوساله نر |
2500 |
25راس |
5/62 |
|
3 |
كود حيواني |
100 |
350تن |
35 |
|
4 |
علوفه مازاد بر نياز |
- |
- |
35 |
|
جمع |
5/732 | |||
برآورد هزينه هاي عملياتي و غير عملياتي:
|
رديف |
شرح |
هزينه (ميليون ريال) |
|
1 2 |
استهلاك هزينه هاي قبل از بهره برداري(4 ساله) هزينه فروش و اداري(معدل 2%فروش سالانه) |
1 6/14 |
|
جمع |
6/15 | |
پيش بيني مالي طرح:
|
شرح |
ميليون ريال |
|
درآمد(فروش) |
5/732 |
|
كسر مي شود:قيمت تمام شده |
17/357 |
|
سود ناويژه |
33/375 |
|
كسر ميشود:هزينه هاي اداري فروش |
6/14 |
|
سود عملياتي |
73/360 |
|
كسر ميشود:استهلاك هزينه هاي قبل از بهره برداري |
1 |
|
سودويژه قبل از كسر ماليات |
73/359 |
|
دوره بازگشت سرمايه =26/2سال(تقريباً27 ماه) | |
محاسبه دوره بازگشت سرمايه:
|
دوره بازگشت سرمايه =26/2سال(تقريباً27 ماه) |
محاسبه نقطه سربه سر (در100%توليد)
|
شرح |
هزينه متغيير |
هزينه ثابت |
هزينه كل (ميليون ريال) | ||
|
مبلغ |
درصد |
مبلغ |
درصد | ||
|
مواد اوليه |
4/52 |
100 |
0 |
- |
4/52 |
|
حقوق ودستمزد |
2/62 |
35 |
3/119 |
65 |
5/183 |
|
سوخت و انرژي |
8/6 |
80 |
7/1 |
20 |
5/8 |
|
تعمير و نگهداري |
8/20 |
80 |
2/5 |
20 |
26 |
|
استهلاك |
0 |
- |
77/69 |
100 |
77/69 |
|
توزيع و فروش |
6/14 |
100 |
0 |
- |
6/14 |
|
استهلاك قبل از بهره بداري |
0 |
- |
1 |
100 |
1 |
|
پيش بيني نشده |
5/14 |
85 |
5/2 |
15 |
17 |
|
جمع |
3/173 |
- |
47/199 |
- |
77/372 |
بر اساس محاسبات مبتني بر اطلاعات جدول فوق نقطه سر به سر توليد معادل 67/35%ميباشد.
محاسبه كارمزد وام:
|
1- عقد مشاركت مدني: مبلغ قرارداد مدت قرارداد كارمزد كارمزد عقد مشاركت مدني: |
1080ميليون ريال نه ماه 13% 3/105 ميليون ريال |
368/هفتاد طرح تيپ سرمايه گذاري:
|
2- عقد فروش اقساطي مبلغ قرارداد مدت قرارداد كارمزد و تسهيلات كارمزد عقدفروش اقساطي كل كارمزدتسهيلات كارمزد سالانه اصل تسهيلات سالانه |
3/1185ميليون ريال 51ماه 13% 4/327ميليون ريال 7/432ميليون ريال 8/101ميليون ريال 12/254ميليون ريال |
جدول بازپرداخت اصل وکارمزد تسهیلات :
|
شرح |
سال1 |
سال2 |
سال3 |
سال4 |
سال5 |
|
اصل بازپرداخت تسهيلات |
53/63 |
12/254 |
12/254 |
12/254 |
12/254 |
|
كارمزد تسهيلات |
45/25 |
8/101 |
8/101 |
8/101 |
8/101 |
|
جمع |
98/88 |
92/355 |
92/355 |
92/355 |
92/355 |
بيماري کتوز در نشخوار کنندگان
مقدمه: جدول (1): تغييرات خون در گاوهاي مبتلا به کتوز خون (mg/dl) طبيعي کتوز گلوکز 52 28 کتون ها 3 41 پلاسما (mg/dl) اسيدهاي چرب آزاد 3 33 تري گليسريد ها 14 8 کلسترول آزاد 29 15 استرول هاي کلسترول 226 150 فسفوليپيدها 174 82 گاوهاي مبتلا شده به کتوز: خون شير تست شير گلوکز BHBA AA+A BHBA AA+A منفي 44 4/3 1/1 1/7 0/8 کم ياب 40 8/8 2/8 2/3 1/7 + 30 11 4 3/1 2/5 ++ 35 14/7 7 2/8 5/5 دومين تغيير اصلي در خون به دنبال بالا رفتن کتون ها، کاهش گلوکز خون مي باشد. سطوح نرمال در نشخوارکنندگان حدود 50 ميلي گرم در دسي ليتر است. دومين تغيير اصلي در خون به دنبال بالا رفتن کتون ها، کاهش گلوکز خون مي باشد. سطوح نرمال در نشخوار کنندگان حدود 50 ميلي گرم در دسي ليتر است. مقادير زير 40، غير نرمال تلقي مي گردد. در وضعيت هاي غير نرمال مثل استعمال تيروکسين، بيماري گاو چاق، عفونت هاي مشخص و ديابت ممکن است حالت نرمال يا بالا رفته اي از گلوکز را در راستاي بالا رفتن کتون ها رخ دهد. در صورتي که اين مطلب کتوز تيپيک و اوليه نيست. 1.Correa, M.T, H.Erb, j.Scalett.1993. Path analysis for seven postportum disorders of holstrein cows.Dairy Sci:75:1305-1312
کتوز با درجات مختلف مي تواند در تمام گونه هاي حيوانات به علت هاي متفاوتظاهر شود. اما در حيوانات مزرعه اي يک مشکل مشخصي مي باشد، مخصوصا در گاوهاي شيري، در ميشهاي انتهاي دوره آبستني و در بزهاي انتهاي دوره آبستني و هم ابتداي دوره شيردهي مشاهده مي گردد. بنابراين کتوزيس عامل محدود کننده براي حيوانات نشخوار کننده مي باشد که ارتباطي با از دست دادن انرژي در زمان آبستني دارد. به خصوص در مورد آبستني هاي چند قلو در گوسفند و بز آنهم زماني که توليد شير بالايي در ابتداي دوره شيرواري وجود دارد.
عبارت استونوميا acetonemia در ابتدا براي مشخص شدن اين اختلال بکار برده مي شد بطور کاربردي اين مطلب صحت کمتري دارد زيرا استونوميا افزايش استون در خون است، در صورتيکه بقيه کتون بادي ها نيز در خون افزايش مي يابند.
کتوز به عنوان يک بيماري متابوليکي است که مربوط به افزايش کتون بادي ها در خون مي باشد اين کتون بادي ها شامل BHBA، استواستيک اسيد و استون مي باشد. استون مگر در مورد کتوز شديد براي حيوانات اهميت کمي دارد ولي باعث ايجاد بوي استون در تنفس، ادرار و شير حيوانات کتوزي مي شود. استون به نسبت 5% در ساعت از استواستات ايجاد مي گردد.
مقدار کمي کتون در خون حيوانات نرمال يافت مي گردد که نسبت BHBA به استات بعلاوه استون حدود 7 به 1 است در صورتيکه در حيوانات مبتلا به کتوز اين نسبت به 1 به 1 مي گردد.
وقوع بيماري:
فقدان اطلاعات در مورد وقوع بيماري در زمان آبستني در گوسفند وجود دارد. Baird پيشنهاد کرد که وقوع در گاوهاي شيري در آمريکا و اروپاي غربي رنجي برابر تا 15% دارد. وقوع کتوز در گاوهاي مسن بيشتر است و گاوهاي مشخصي روند مبتلا شدن به کتوز را اغلب در ابتداي زايمان تکرار مي نمايند. وقوع در زمستان و ابتداي بهار افزايش مي يابد که به علت زايمان در طول اين دوره زماني مي باشد. کنوزيس اوليه در گاوهاي شيري در طول 8 هفته شيرواري پس از زايمان وقتي که پيک شيردهي است و دريافت انرژي با مصرف آن هم خواني ندارد مشاهده مي گردد. حدود 3 هفته بعد از زايمان زمان بحراني خطر مي باشد.
نشانه ها:
نشانه هاي قابل رويت کتوز کاملا مشخص نيست و مي تواند تفاوت هايي داشته باشد. برخي از نشانه هاي کتوز عبارتند از:
گاوهاي کتوزي ظاهري کسل و لاغر دارند. معمولا انقباضات شکمبه منظم نيست و محتويات شکمبه سخت تر شده و مدفوع خشک مي گردد. ابتدا نسبت به خوردن دانه غلات و سپس سيلو بي ميل مي گردند. که متعاقب آن گاو به خوردن علوفه خشک روي مي آورد. بعضي وقت ها، پاهاي عقبي نامتناسب مي گردند. در بعضي موارد انحنايي در ستون فقرات شکل مي گيرد متعاقب کاهش مصرف غذا، کاهش توليد و کاهش وزن مشاهده مي گردد. يک بوي استون مانندي در تنفس و شير تازه قابل تشخيص است. در زمان پس از مرگ عارضه کبد چرب مشاهده مي گردد.
بالا رفتن کتون بادي ها بعنوان يکي از نشانه هاي کتوزيس است. مقدار نرمال کتون بادي ها تا زير 10 ميلي گرم در دسي ليتر است. مقادير بالاتر از 10 ميلي گرم حيوان را به سمت کتوز حاد هدايت مي نمايد(جدول 1). سطح کتون شير حدود نصف خون است و سطح کتون در ادرار 4 برابر خون مي باشد. اين مطلب ادرار را براي تشخيص کتوز مناسب مي کند.
گاوها با توليد بالا تست ادراري مثبتي را در ابتداي دوران شيرواري از خود نشان مي دهند که اغلب نيازي به درمان آنها نيست. تست شير محافظه کارانه تر است اما تست ادرار در مورد بروز مشکل دقيق تر است. بخاطر اين که سيستم پستاني براي سنتز چربي شير BHBA استفاده مي نمايد سطح اين ماده در شير کمتر از خون مي باشد که حدود 2 ميلي گرم در دسي ليتر شير ثابت مي ماند. سطوح استون و استواستات در خون و شير به سمت مشابه شدن پيش مي رود(جدول 2). تست هاي کمي براي کتون بادي ها بر اساس پيدايش يک رنگ ارغواني با نيترو پروسايد سديم مي باشد که BHBA را اندازه نمي گيرد.
جدول(2): مقايسه کتون هاي خون و شير
وقتي که گلوکز خون و انسولين کاهش مي يابند، تجزيه چربي در بافتهاي چربي افزايش مي يابد و اسيدهاي چرب فرار به داخل خون آزاد مي گردند که منبع بزرگي از کتونها در گاوهاي کتوزي مي باشند. FFA توسط کبد در مقادير ثابت و مشخصي جذب مي گردد ولي در غير اين سطوح تجزيه چربي عامل مهمي در کتوز محسوب مي شود. اهميت گلوکز در کنترل تجزيه چربي با ارتباط منفي بالاي بين گلوکز و ( -0/92) FFA قابل مشاهده است.
افزايش اسيدهاي چرب فرار يک معيار اندازه گيري مقدار تجزيه چربي ها در بافت هاي چربي يا متابوليسم چربي بدن مي باشد و به صورت کمپلکس اسيد چرب با آلبومين انتقال مي يابند. توالي رخدادها شامل کاهش گلوکز (و کاهش انسولين)، افزايش متابوليسم چربي و بالا رفتن اسيدهاي چرب فرار خون مي باشد. در گاوهاي نرمال حدود 40% از کتون ها از اسيدهاي چرب فرار وقتي که کتوز حاد است ناشي مي گردد و وقتي که يک گاو غذا نمي خورد 100% کتونها از اسيدهاي چرب آزاد ايجاد مي گردد. منبع اصلي ديگر بوتيرات شکمبه است که البته زماني که گاو غذا نمي خورد توليد نمي گردد در شرايط کتوزي ارتباط (همبستگي) بين گلوکز خون و کتون ها منفي است(0/68-) و يک همبستگي بين FFA و کتون ها وجود دارد(0/85+)، ديگر چربي هاي خون؛ تري گليسريدها، کلسترول ها و فسفوليپيدها نيز کاهش مي يابند.
توالي حوادث اتفاق افتاده در کتوز به قرار زير است:
1) گلوکز خون کاهش مي يابد. کاهش گلوکز خون باعث کاهش توليد شير مي شود. زيرا براي ساختن شير نياز به لاکتوز مي باشد که با خون در تعادل اسمزي است.
2) فعاليت ليپاز در بافت هاي چربي افزايش مي يابد. علت آن پاسخ به کاهش انسولين و شايد ديگر هورمون ها باشد که منجر به بالا رفتن سطوح بافتي cyclic AMP خواهد شد.
3) آزاد شدن اسيدهاي چرب فرار به داخل خون که به صورت کمپلکس FFA و آلبومين انتقال مي يابند.
4) جذب کبدي FFA افزايش مي يابد.
5) افزايش جذب پستاني FFA.
6)مسير متابوليسم FFA در کبد تغيير مي کند.
راه مکن شامل: استري شدن تري گليسريدها و تعدادي از فسفوليپيدها، اکسيداسيون CO2 و اکسيداسيون کتون بادي ها است. Bergman گزارش کرد که حدود 30% جذب FFA توسط کبد در گوسفندهاي تغذيه شده نرمال تبديل به کتون بادي مي گردد اما اين افزايش حدود 81% در حيوانات کتوزي است.
7) مقدار چربي کبد افزايش مي يابد. اگر چه درصد اسيدهاي چرب استري شده کاهش مي يابد کل استري شدن شايد به علت جذب 5-10 برابر بيشتر، افزايش يابد.
8) تري گليسيريد هاي خون کاهش مي يابند. زيرا مقدار چربي کبد بالاست و مقدار آن در خون پايين مي باشد که بيانگر وجود مشکل در آزاد سازي آن از کبد است. پاسخ مکانيسمي براي تغيير در مسير FFA در کبد مشخص نيست افزايش سطوح FFA کبد براي پروسس و کاهش نسبي اگزاالواستات، منجر به کاهش اکسيداسيون شده و آنها را به کتوژنوسيس و استري شدن مجبور مي کنند.
منشاء تنظيم و مصرف کتون بادي ها:
پيش ماده هاي اصلي کتون بادي ها در نشخوار کنندگان اسيدهاي چرب آزاد حاصل از تجزيه چربي بدن و اسيد بوتيريک توليد شده در شکمبه يا ايجاد شده در سيلو مي باشد. در تغذيه حيوانات حدود نصف BHBA و يک چهارم استواستات از بوتيرات مي آيد و مابقي از اسيدهاي چرب آزاد تامين مي گردد، و در حيوانات کتوزي که غذا نمي خورند بوتيرات نقشي در توليد آنها ندارد. جايگاه اصلي تشکيل کتون بادي ها در نشخوارکنندگان کبد و ديواره اپي تليوم شکمبه و شيردان مي باشد.
هم BHBA و هم استواستات توسط اين بافت ها توليد مي گردند اما BHBA يک ماده غالب توليد شده در ديواره شکمبه مي باشد. ديگر بافت ها نظير شش، کليه، غدد پستاني و بعضي از ماهيچه ها قادر به ايجاد کتون بادي ها مي باشند ولي توليد خالص آنها نيستند. بيشتر بافتها مي توانند کتون بادي ها را مصرف نمايند. مسير شامل تبديل به استواستيل کوآ بوده که مي تواند يک استيل کوآ تشکيل دهد و سپس در چرخه کربن اکسيداسيون پيدا کند يا اين که براي نشر چربي يا تشکيل ديگر مواد بکار رود بافت مغز و اعصاب در حيوانات نرمال شايد کتون بادي ها را مصرف نمايند اما دلايلي مبني بر اين است که پس از يک هفته آداپتاسيون يا گرسنگي کتون بادي ها مصرف مي گردند. مصرف کتون بادي ها در کتوز افزايش نمي يابد بلکه توليد آنها بيشتر از مصرفشان مي باشد. ماکزيمم مصرف کتون بادي ها در زماني که حدود 20 ميلي گرم در دسي ليتر خون، مصرف آن را افزايش نمي دهد.
درمان:
الف)تزريق وريدي گلوکز: 500 سي سي محلول لوکز 40% تزريق مي گردد که سريعا يک منبع خارجي از گلوکز را فراهم مي آورد.
مضرات آن عبارتند از:
1) مقداري از آن وارد ادرار شده و دفع مي گردد.
2) امکان آزادسازي انسولين و بدنبال آن کاهش گلوکز خون از سطح نرمال پس از 2 ساعت اتفاق مي افتد بنابراين تنظيم فشار اسمزي سريعتري در حيوانات وجود دارد اما تزريق آهسته و به ميزان 200 سي سي گلوکز درمان ايده آلي را انجام مي دهد.
ب) هورمون ها: گلوکوکورتيکوئيد يا ACTH براي سالهاي زيادي بعنوان درمان کتوز استفاده مي شده اند.
عمل اصلي گلوکوکورتيکوئيد تحريک گلوکونئوژنوس از اسيدهاي آمينه است که منجر به افزايش گلوکز خون مي گردد. ACTH آزاد سازي گلوکوکورتيکوئيد را از غده فوق کليوي با تحريک آن انجام مي دهد. گلوکوکورتيکوئيدها باعث جلوگيري از مصرف گلوکز در بافت هاي ماهيچه اي و چرب مي گردند. ضرر آن تغيير در بالانس هورموني بدن و در نتيجه استفاده از پروتئين بدن مي باشد تکرار درمان با گلوکوکورتيکوئيد فعاليت آدرنال را کاهش داده و مقاومت بدن را کاهش مي دهد.
Fox دريافت که دوز لازم گلوکوکورتيکوئيد برابر 1gr کورتيزون در داخله عضله يا داخل وريدي و يا 200 تا 800 واحد ACTH داخل عضله است.
ج) پيش سازه هاي خوراکي گلوکز: دو ماده خوراکي عموما استفاده مي گردند. ابتدا پروپيونات سديم استفاده مي گردد و به تدريج پروپلين گليکول جايگزين آن مي گردد. دوز معمول اين مواد 250 تا 500 گرم در روز است(ترجيحا دوبار در روز) که اين دوز 5 تا 10 روز تکرار مي گردد براي گاوهايي که غذا نمي خورند بايد از طريق سرنگ به آنها خورانده شود. در حضور پيروات و اگزاالواستات، پروپلين گليکول به گلوکز تبديل مي گردد يکي از فوايد مواد خوراکي تهيه يک منبع گلوکز خارجي طولاني مدت مي باشد. شکر و ملاس به عنوان منبع گلوکز موثر نيست زيرا به صورت گلوکز جذب نشده و در شکمبه به VFA تبديل مي گردند.
توصيه هاي براي پيش گيري از کتوز:
الف) از چاقي گاوها در هنگام زايمان جلوگيري شود که به اين منظور گاو در زمان خشک غذاي نگهداري دريافت نمايد.
ب) کنترل کنسانتره جيره در دوران خشک و افزايش آن در انتهاي دوره خشک و در ادامه پس از زايمان.
پ) استفاده از علوفه با کيفيت بالا پس از زايمان به ميزان حداقل 1/3 ماده خشک مصرفي براي تغذيه کامل گاو و جلوگيري از کاهش چربي شير لازم است.
د) از تغييرات سريع در جيره پس از زايمان پرهيز کني
ه) سطوح استاندارد پروتئيني، ويتاميني و مواد معدني به همراه انرژي بايد بالا برده شود.
و) جلوگيري از تغذيه سيلوهاي علوفه غلات با رطوبت بالا، چون مقدار بوتيريک اسيد را بالا مي برد.
ز) ماکزيمم مصرف را از طريق بالا بردن مطبوعيت غذا و جلوگيري از استرس ايجاد نماييم.
ح) در گله هاي دچار مشکل تا 6 هفته پس از زايمان هر هفته شير بايد تست شود و پروپلين گليکول به ميزان 250-125 گرم در روز به گاوهاي مسئله دار داده شود.
ط) انتخاب بر اساس ظرفيت و اشتهاي بالا در گاوها انجام پذيرد.
منابع:
2.Drackley,j.K.,M.j. Richard, D.C.Beirz, and J.W.young.1992.Metabolic changes in dairy cows with ketonemia in Response to feed Restriction and Dietary 1,3-Butanediol.Dairy Sci.75:1922-1634
3.Geishauser,T.,K.Leslie
4.SMITH,T.R,A.R.Hippen.D.C.Beitzand J.W.Young.1997.Metabolic characterisrics of Induced ketosis in Normal and obese Dairy Cows.Dairy Sci.80.1569-1581
امروزه خوراك دهي به گوسالهها يكي از مهمترين موضوعات بحث ميباشد و تئوريهاي بسياري نيز ارائه گرديده است. هدف ما كمك به شما در فهم احتياجات غذايي گوساله و كاهش اثرات ناشي از كمي خواراك دريافت شده ميباشد. رشد گوساله به عوامل زيادي بستگي دارد اما مهمترين اين عوامل مصرف روزانه انرژي و پروتئين ميباشد. ميزان نياز به انرژي و پروتئين از دو بخش عمده بنام رشد و نگهداري ناشي ميشود. اعمال بدن مانند گرماي مطلوب بدن صرف ميشود كه اين مقدار با اندازه بدن متناسب است گوسالههاي بزرگتر انرژي و پروتئين بيشتري نياز دارند. احتياجات در سطح رشد جهت ساخت بافتهاي بدن صرف ميشود. نكته مهم در اينجا اين است كه خوراك ارائه شده ابتدا نگهداري مصرف ميشود و مازاد خوراك جهت رشد و توليد مصرف ميشود.
اغلب سطح مصرف انرژي عامل محدود كننده رشد ميباشد. اگر گوسالهاي بيش از مقدار مورد نياز جهت نگهداري پروتئين دريافت كند, پروتئين اضافي سطح نگهداري را جهت توليد بافتهاي قابل مصرف جهت بافتهاي بدن را نخواهد داشت. بنابراين جيرههاي غذايي ميبايست جهت رشد انرژي و پروتئين كافي داشته باشند. جيرههاي حاوي نسبت ناصحيح از انرژي و پروتئين رشد را دچار اختلال ميكنند. مواد مغزي تأمين شده در خوراك مايع و در دانه موجود در خوراك استارتر مصرف اين دو و چگونگي اين دو بطور بالقوه ميتوانند روي رشد مؤثر باشند.
تفاوت در احتياجات گوساله.
اگر ما بطور روزانه خوراكي حاوي مقدار معيني انرژي قابل متابوليسم (ME) به گوساله بدهيم كه هر پوند رشد يكساني را براي تمام گوساله نداريم چون اندازه بدن آنها متفاوت ميباشد. اگر ما ميانگيني از احتياجات تمام گوسالهها را در نظر بگيريم و بر آن اساس خوراك دهي نمائيم مسلماً بعضي از گوسالهها بيشتر از سطح نگهداري و بعضي پایین تر از آن خوراك دريافت ميكنند. اگر گوسالههاي ذكر شده بيش از 1 پوند شير خشك جهت تأمين احتياجات خود در روز نياز دارند. ولي با توجه به وجود 20 درصد پروتئين و 20 درصد چربي در شير جايگزين انرژي و پروتئين آنها تأمين شده است.
انرژي مازاد جهت رشد مصرف ميگردد. بسياري از كمپانيهاي توليد كننده شير جايگزين اكنون وجود پروتئين نگهداري فراهم ميكند كه جهت تسريع رشد مفيد ميباشد. اين پروتئين زياد براي ساخت بافت بدن مصرف ميشود نه براي بافت چربي. براي رسيدن به اين رشد گوسالهها ميبايست بيش از شير جايگزين پيشنهادي تغذيه شوند.
احتياج پروتئين جهت رشد.
گوسالههايي كه شير جايگزين حاوي ميزان بيشتري پروئين را دريافت ميكنند ميبايست جهت افزايش وزن روزانه بهتر در دوره بعدي ماده خشك بيشتري دريافت نمايند. اگر ماده خشك مصرفي روزانه زياد نشود پروتئين مازاد هدر ميرود زيرا انرژي اولين عامل محدود كننده ميباشد. بنابراين ميزان خوراك گوساله ميبايست سطح رشد مطلوب وي را تأمين نمايد تا نسبت صحيحي از پروتئين و انرژي در خوراك موجود باشد. پروتئين بيشتر و يا خوراك دهي با ماده خشك بهتر بپردازيم ولي ممكن است كه سن اولين زايش را در اثر اين نوع خوراك دهي كاهش دهيم.
همچنين در چنين حالتي كه گاوها پروتئين بيشتري براي رشد بهتر دريافت ميكنند مديريت بهتري بايد اعمال گردد تا سلامت گوساله تأمين شود. اگر چه دانه غلات باعث كاهش فعاليت شكمبه در ابتداي زندگي ميگردند كه ميبايست مورد توجه قرار گيرد.
پايه خوراك مورد نياز گوساله در شكل 2 نشان داده شده است. براي رسيدن گوسالهها به وزن 100 پوند شير جايگزين حاوي 20 درصد پروتئين بطور استاندارد به مقدار 1/23 پوند در روز براي هر گوساله در نظر گرفته شده است كه افزايش وزن روزانهاي معادل 75/0 پوند را اعمال ميكند اين جيره كافي و معمول است چنانچه گوساله بتواند بيش از 1 پوند در روز بخورد آمادگي دريافت خوراك خشك را خواهد داشت.
اين مثال دانستن وزن بدن واقعي هر گوساله را تأكيد مينمايد. داشتن وزن تولد کم و ندادن خوراك به مقدار كافي به گوساله در چند هفته اول زندگي رشد او را در مراحل بعدي زندگي مختل مينمايد. به عبارت ديگر خوراك دهي بيش از نياز باعث تجمع چربي در بدن تلیسهها ميشود.توصيهها بر اين است كه خوراك مايع به اندازه 12% وزن بدن گوساله ارائه شود. گوسالهاي كه به وزن 100 پوند ميرسد ميبايست 12 پوند شير (خوراك مايع) در روز دريافت نمايد. بياد داشته باشيد كه اگر گوسالهاي بدون توجه به وزن, خوراك دريافت ميكنند تعدادي زير سطح مورد نياز و تعدادي نيز فراتر از آن تغذيه ميشوند.
درمانهاي وجود تنش, مانند دورهاي سرماي پياپي, غلظت مواد مغذي بخصوص انرژيها بايست افزايش پيدا كند. آسانترين راه رسيدن به اين هدف خوراك دادن به گوسالهها به همراه دانه غلات تازه است. روش ديگر دادن جايگزين شير با درصد چربي يا انرژي بيشتر و يا افزايش مقدار شير در روز به ميزان 30 تا 50 درصد كه گوساله را براي گذران دوره سرما حفظ ميكند. بيش از 70 درصد گوسالههاي شيري در ايالات متحده شير جايگزين را به مقدار بيشتر دريافت ميكنند. ميزان بار ميكروبي و قيمت شير جايگزين در انتخاب آن بسيار مؤثر است. جايگزين شير و يا ساير مواد مشابه ميبايست حاوي مواد مختلفي جهت تأمين نياز گوساله باشند. افزودنيها شامل, ويتامينها, آنتي بيوتيكها, ممانعت كننده از فعاليت كوكسيها و پروبيوتيك, اليگو ساكاروئيد در شير جايگزين تأمين ميشوند.
بطور معمول درصد پروتئين موجود در شير جايگزين 28-20 درصد ميباشد. كه در حالت عادي بين 22-20 درصد ميباشد. چربي خام بين 22-10 درصد است كه ميزان معمول آن 20-15 درصد A , D وE و عناصر كم مصرف ميباشد. هر شير جايگزين با توجه به هدف سازنده افزايش وزن روزانه خاصي را ايجاد ميكند و همينطور ميبايست مقدار خاصي از آن را نيز ارائه داده. انتخاب جايگزين شير براي رسيدن به رشد و افزايش وزن مطلوب ما بسيار اهميت دارد. عمدتاً برنامههاي خوراك دهي با مواد مايع جهت محدود سازي مصرف خوراك مايع و رسيدن به مصرف ماده خشك طرح ريزي شدهاند. در انتخاب نوع برنامه تغذيه قيمت خوراك مايع و افزايش وزن سريعتر و قيمت آن براي هر كيلوگرم ميبايست بررسي شود. همچنين ميبايست اثرات بعدي خوراك دهي با سطح بالاتر انرژي و پروتئين را بررسي كنيم.