اثر استفاده از محصولات فرعي پسته در جيره گاوهاي هلشتاين اوايل شيردهي
عطيه بهلولي، عباسعلي ناصريان، رضا ولي زاده، فريدون افتخار شاهرودي
در اين آزمايش از هشت راس گاو هلشتاين در اوايل دوره شيردهي در طرح مربع لاتين 4×4 با 2 تكرار مطابق با 4 تيمار در 4 دوره 21 روزه (14 روز عادت پذيري و 7 روز ركورد برداري) استفاده شد. محصولات فرعي پسته در سطوح صفر، 5، 10 و 15 درصد ماده خشك جيره مطابق با تيمار 1 تا 4 جايگزين سيلاژ ذرت شدند. قابليت هضم ظاهري پروتئين خام تحت تاثير تيمار ها قرار نگرفت، اما با افزودن محصولات فرعي پسته در جيره گاوها، قابليت هضم ظاهري ماده خشك، ماده آلي و بخشهاي فيبر نامحلول در شوينده خنثي و اسيدي به صورت خطي كاهش يافتند (05/0P<). توليد شير و درصد تركيبات آن به طور معني داري تحت تاثير تيمارها قرار نگرفتند. توليد شير تصحيح شده اقتصادي (ECM) و تصحيح شده بر اساس 4 درصد چربي (FCM) با افزايش سطح محصولات فرعي پسته در جيره به طور خطي كاهش يافتند (1/0P<). روند كاهش نيتروژن اوره اي شير با افزايش سطح اين خوراك در جيره معني دار نبود. با توجه به نتايج اين آزمايش به نظر مي رسد محصولات فرعي پسته بتواند به عنوان قسمتي از بخش علوفه اي جيره گاوهاي شيرده مورد استفاده قرار گيرد.
تاثير مخمر (ساكارومايسس سرويسيه) بر عملكرد و قابليت هضم مواد مغذي در گاوهاي شيري تغذيه شده با جيرههاي بالانس و محدود
مسعود عليخاني، حميد بنياسد و غلامرضا قرباني1
1- بترتیب استادیار،دانشجو واستاد گروه علوم دامی دانشگاه صنعتی اصفهان
چکيده
به منظور بررسی تأثير دو نوع مخمر( مخمر خشك فعال بايوساف و مخمر غيرفعال تپاكس ) بر عملکرد گاوهای شيرده در زمان تغذيه کافی و محدود, تعداد 10 رأس گاو هلشتاين در قالب طرح مربع لاتين 5×5 با تکرار مربع طی دورههای آزمايشی 20 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از1) جيره شاهد( جيره کاملاً مخلوط شامل کنسانتره و علوفه به نسبت 5/56 به 5/43 درصد ) 2) جيره شاهد به اضافه 8 گرم مخمر تپاکس 3) جيره شاهد به اضافه 5 گرم مخمر بايوساف 4) 4% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف 5) 8% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف. افزودن مخمر بايوساف به جيره باعث افزايش معنیدار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام, قابليت هضم ظاهری ماده خشک و pH شکمبه شد. مصرف مخمر تپاکس موجب افزايش معنیدار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام و pH شکمبه شد. ساير صفات اندازهگيری شده تحت تأثير معنیدار مصرف مخمر در تيمارهای 2 و 3 نسبت به تيمار شاهد قرار نگرفت. با وجود معنيدار بودن ميزان کاهش خوراک مصرفی در تيمار 4, توليد شير روزانه, شير تصحيح شده براساس 4% چربی, مقدار روزانه چربی شير, مقدار روزانه لاکتوز شير و ميزان روزانه پروتئين شير در اين تيمار با تيمار شاهد تفاوت معنيداری را نشان نداد ولی قابليت هضم ظاهری پروتئين خام و pH شکمبه در اين تيمار به طور معنیداری نسبت به تيمار شاهد بالاتر بود. کاهش خوراک مصرفی به ميزان 8% , باعث کاهش معنیدار توليد شير, شير تصحيح شده برای 4% چربی و توليد چربی شير روزانه شد ولی قابليت هضم پروتئين خام جيره, pH شکمبه و قابليت هضم ديواره سلولی فاقد همیسلولز در اين تيمار نسبت به تيمار شاهد به طور معنیداری افزايش يافت.
Abstract
A duplicated 5 × 5 Latin-square experiment (20-d periods) conducted to evaluate effects of two yeast culture on performance of lactating
رابطه بين نيتروژن اوره شير و باروري در ابتداي دوره شيردهي گاوهاي هلشتاين
محمد نوروزي، محمد رئيسيانزاده، مهران اباذري، مهدي پجاز، سيد اكبر شيري
مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان
چكيده
به منظور تعيين رابطه نيتروژن اوره شير(MUN) و باروري در گاوهاي تازهزا، اطلاعات توليد مثلي، توليد شير و نيز مقادير MUN ده واحد گاوداري صنعتي اطراف مشهد، بين سالهاي 1379 تا 1381 توسط آناليز حياتي و مدل احتمال وقوع نسبي كوكس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. تعداد روز از زمان زايمان تا آبستني يا پايان مطالعه به عنوان خروجي مدل بكار گرفته شد. متوسط مقادير MUN در سه ماهه اول شيردهي، جهت معرفي وضعيت MUN هر گاو بكارگرفته شد. نوبت زايش، متوسط توليد شير، متوسط درصد چربي شير و گله به عنوان اثرات ثابت در مدل وارد شد. نتايج نشان داد كه نسبت به گاوهاي با MUN كمتر از 12 ميليگرم در دسيليتر، گاوهاي با MUN 99/13-12 و نيز 99/15-14 ميليگرم در دسيليتر به ترتيب 15 و 8 درصد باروري بيشتر و گاوهاي با MUN بيش از 18 ميليگرم در دسيليتر حدود 10 درصد باروري كمتر داشتند(0001/0P<). افزايش سطح MUN به بيش از 18 ميليگرم در دسيليتر فقط در گاوهاي زايش اول، رابطه منفي با باروري داشت(01/0P<). براساس نتايج اين مطالعه احتمالاً سطوحي از MUN ، رابطه معكوس با باروري دارند كه كمتر از 12 و يا بيشتر از 18 ميليگرم در دسيليتر باشد.
Abstract
To evaluate the association between milk urea nitrogen (MUN) and fertility of early lactation dairy cows, reproductive and productive data and MUN measurements from 10 dairy herds in the countryside of Mashhad between 2001 and 2003 were analysed by survival analysis and the Cox proportional hazards model. Days from calving to conception or to the end of the study were used as the outcome. The mean MUN values in the first three months of lactation were used to reflect the MUN status of a cow. Parity, mean milk yield, mean percentage of milk fat and herd were included in the models as fixed effects. Cows with MUN value 12-14 and 14-16 mg/dl had higher fertility (15 and 8%, respectively) and cows with MUN value above 18 mg/dl had lower fertility(10%) than cows with MUN value below 12 mg/dl (P<0.0001). Our results indicate that increasing MUN levels above 18 mg/dl appears to be negatively related to dairy cow fertility, only in first parity (P<0.01). It is also suggested that the levels of MUN that are adversely associated with fertility might be lower than 12 and greater than 18 mg/dl.