فن آوري اطلاعات در كشاورزي
باگسترش کاربرد فناوري اطلاعات در کشور و تدوين طرحهايي جهت توسعه اين کاربريها نظير طرح تکفا ( توسعه كاربردي فناوري اطلاعات) و تعريف انبوهي از پروژه هاي نرم افزاري و سخت افزاري در بخشهاي مختلف دولتي و خصوصي، امروزه شاهد به ثمر نشستن بخشي از اين پروژه ها در کشور هستيم.
اما اين که انجام اين پروژ ها تا چه حد به گسترش کاربرد فناوري اطلاعات در کشور کمک نموده است، نيازمند بررسي و ارزيابي جامع هر يک از پروژه ها بر اساس اهداف از پيش تعيين شده مي باشد تا بتوان با توجه به مشکلات و کاستيهاي موجود در اين زمينه، در تعيين اهداف و برنامه ريزي هاي آينده نگرش واقع بينانه و بهتري ايجاد نمود. در این مقاله سعي شده است تا به برخي از چالشها و مشکلاتي که در عرض اين چند سال گريبانگير فناوري اطلاعات در کشور بوده، اشاره شود:
1- وجود نهادهاي موازي در تصميم گيري، برنامه ريزي و مديريت IT در کشور
در کشور ما در حال حاضر نهادهاي مختلفي نظير شوراي عالي فناوري اطلاعات، معاونت فناوري اطلاعات وزارت ICT، شوراي عالي اطلاع رساني، شوراي عالي انفورماتيک، نظام صنفي رايانه اي و... در زمينه برنامه ريزي ومديريت IT فعاليت مي نمايند که هر يک به نوبه خود تلاشها و خدمات ارزنده اي در طول اين چند سال انجام داده اند که در اين مجال فرصت اشاره به آنها وجود ندارد.
اما در يک ديد کلي با توجه به تصميمات گرفته شده جهت حذف نهادهاي موازي باز شاهد بروز مواردي هستيم که بيانگر اين است که چالشهاي موجود در اين زمينه هنوز به قوت خود باقي است. به عنوان مثال بر اساس قانون، شوراي عالي فناوري اطلاعات، مسئوليت هدايت و ساماندهي فناوري اطلاعات در كشور را بر عهده دارد ولي از سوي ديگر مي بينيم كه شوراي عالي اطلاعرساني به راه خود ادامه داده و شروع به تدوين مرحله دوم طرح تكفا(تکفا2) نموده و حتي در اين راستا با يک شرکت خارجي قراردادي را به امضا رسانيده است که مصداق بارز موازي کاري در مديريت IT کشور مي باشد.
اما چيزي که مسلم است، با توجه به اينکه گسترش کاربرد فناوري اطلاعات نيازمند ديد کلان، برنامه ريزي واحد، قانون گذاري و بستر سازي مناسب از يک طرف و نيازسنجي، امکان سنجي و نظارت دقيق هر يک از سازمانها و شرکتهاي دولتي و خصوصي به عنوان کارفرما از طرف ديگر مي باشد، وجود يک نهاد متمرکز که تمام امکانات مادي و معنوي جهت بستر سازي، قانون گذاري و برنامه ريزي را دارا باشد، از اهميت بالايي برخوردار است. با وجود اين نهاد، فعاليت ساير نهادها در اين زمينه در صورت موازي کاري و مشابهت جز هدر دادن منابع مادي و انساني کشور ثمري در پی نخواهد داشت. البته اين بدين معنا نمي باشد که افراد متخصص و دلسوز در ساير نهادهاي ديگر کنار گذاشته شوند، بلکه هدف اين است که با تمرکز اين نيروها در يک نهاد مشترک امکان مديريت و برنامه ريزي بهتري جهت توسعه فناوري اطلاعات در کشور بوجود آيد.
2- رعايت نکردن استاندارهاي تعريف شده در تعريف و نيازسنجي پروژه، استانداردهاي فني و استانداردهاي پشتيباني، نگهداري و توسعه پروژه ها
در چند سال گذشته با برنامه ريزي هاي صورت گرفته، اکثر نهادهاي دولتي و خصوصي اقدام به تعريف پروژه هاي نرم افزاري مختلف براي خود نموده اند. فارغ از اين که نيازسنجي اين پروژه ها تا چه حد دقيق بوده و با چه اهدافي صورت گرفته است، در برخي از موارد به دليل عدم رعايت استانداردهاي موجود، شاهد بروز مشکلاتي ميان کارفرمايان و مجريان، و يا نقصها و اشکالات گسترده در پروژه ها بوده ايم.نقصها و مشکلات موجود در پروژه ها در بيشتر موارد باعث نوعي سردرگمي و نيز اخلال در روند کاري و يا اطلاع رساني سازمانها شده، به گونه اي که هم باعث بدبيني در توانايي فناوري اطلاعات در انجام امور و هم باعث صرف هزينه هاي ديگر جهت رفع این مشکلات شده است. اين حقير جهت حل اين گونه مشکلات موارد زير را پيشنهاد مي نمايم:
1-2- يکي از چارچوبها و فرآيندهاي موجود در انجام پروژه ها، فرآيند RUP) Rational Unified Process) مي باشد.در اين فرآيند 4 فاز زماني وجود دارد که عبارتند از: فاز شناخت مسئله(Inception)، فاز ارائه راه حل(Elaboration)، فاز پياده سازي(Construction) و فاز انتقال(Transition). دو فاز اول را فاز مهندسي و دو فاز بعدي را فاز توليد مي نامند. در دنيا هم اکنون به دليل اهميت نيازسنجي و تحليل و طراحي پروژه ها، دو نوع قرارداد جهت انجام پروژه ها منعقد مي گردد. يکي براي فاز مهندسي و ديگربراي فاز توليد. سازمانها معمولا با شرکتهايي که نقش مشاور را ايفا مي کنند قرارداد فاز مهندسي مي بندند و اين شرکتها با مدل کردن رفتار و نيازمنديهاي سازمان، جزييات کامل پروژه را تحليل و طراحي مي نمايند.اين کار سبب خواهد شد تا پروژه دقيقا در راستاي اهداف و نيازمنديهاي سازمان طراحي و پياده سازي گردد و از صرف هزينه هاي اضافي جهت بازنگري و پياده سازي مجدد جلوگيري به عمل آيد. همچنين در صورتي که حتي کار به مرحله پياده سازي هم نرسد، خروجي فعاليتهاي انجام گرفته در قالب مستندات دقيق ذخيره مي گردد تا در زمان مقرر پروژه بر اساس اين مستندات پياده سازي گردد. هم اکنون تحليگران سيستم در کشوري نظير آمريکا بيشترين افراد را از حيث شغلي دارا مي باشند.
مشکل اساسي ديگري که با انجام اين کار برطرف مي شود، اين است که در حال حاضر قرادادهايي که جهت انجام پروژه هاي نرم افزاري منعقد مي شود، معمولا در راستاي طرح پيشنهادي شرکتها(Proposal) مي باشد.در اين طرحها معمولا شرکتها به دليل اينکه تحليل دقيق نيازمنديهاي پروژه هم زمانبر است و هم هزينه بر، انجام اين کار را در فاز تحليل و طراحي در نظر مي گيرند و طرح پيشنهادي آنها شامل جزييات کلي پروژه است و تخمين هزينه و زمان قرارداد نيز بر همين مبنا انجام مي گيرد، ولي در حين قرارداد با جزييات بيشتر و يا نيازهاي جديدتري مواجه مي شوند که چون اين نيازها در متن قرارداد در نظر گرفته نشده است، باعث بوجود آمدن مشکلاتي براي شرکتهاي مجري و نیزکارفرمايان خواهد شد.
2-2- برون سپاري پياده سازي، مشاوره و نظارت بر حسن انجام کار، يعني استفاده هم زمان از دو مجموعه، يکي به عنوان مجري و ديگري به عنوان مشاور و ناظر.اين مطلب از اين جهت اهميت دارد که بعضي از سازمانها تشکيل گروه و يا واحدي به عنوان نرم افزار مي نمايند که وظيفه اين گروه مشاوره، نظارت و يا پياده سازي پروژه هاي نرم افزاري است. تجربه ثابت نموده است برون سپاري کارها به خصوص انجام پروژه هاي نرم افزاري باعث مي شود :
الف- هزينه هاي سازمان به دليل عدم استفاده از نيروهايي که تامين هزينه و تعريف کار براي آنان جزء دغدغه هاي يک سازمان مي باشد، کاهش يابد.
ب- سطح مشاوره، نظارت و پياده سازي پروژه ها به دليل استفاده از افرادي که تسلط و آشنايي کامل با مباحث مربوطه دارند افزايش يابد.
ج- پروژه وابسته به فرد يا افرادي که ممکن است بنا به دلايل مختلف روزي از سازمان بروند، نباشد.
3-2- بعضي از شرکتها معمولا به جهت کاهش هزينه و يا روابط پشت پرده اقدام به واگذاري انجام کار به يک شخصيت حقيقي و نه حقوقی مي نمايند که اين امر باعث بروز مشکلات عديده ای خواهد شد که جداً بايد از آن پرهيز گردد. به عنوان مثال در زمان اجراي پروژه و يا زمان پشتيباني بنا به دلايل مختلف ممکن است فرد به دليل گرفتاري و يا مشغله زياد نتواند به تعهدات خود عمل نمايد و باعث بروز اخلال در روند کاری یک مجموعه گردد. اين مشکل در شرکتها به دليل ماهيت آن که از اعضاي مختلف تشکيل گرديده، بوجود نخواهد آمد.
4-2- توجه به مستند سازي تمام مراحل انجام کار. هم اکنون در دنيا 30 درصد از هزينه پروژه بابت مستند سازي در نظر گرفته مي شود که در کشور ما کارفرمايان به دليل کاهش دادن هزينه ها معمولا به اين امر مهم توجهي نمي کنند و تغییر و توسعه پروژه ها را با مشکل مواجه می سازند.
3- کمبود نيروي انساني متخصص در انجام پروژه هاي نرم افزاري
منابع انساني مهمترين رکن توسعه و پيشرفت در جوامع بشري هستند. در کشور ما با توجه به گسترش روزافزون کاربرد IT و نيازهاي که در حال حاضر و يا در آينده جهت پياده سازي پروژه هاي مربوطه وجود دارد، کمبود نيروي متخصص يکي از چالشهاي عمده مي باشد که برنامه ریزی و آینده نگری دولت در رفع این مشکل باید از اولویتهای کاری دولت قرار گیرد. دولت می تواند با برنامه هایی نظیر افزودن دانشگاهها و موسسات آموزشي در زمينه رشته هاي مختلف IT، پرورش اساتيد متخصص به منظور تامين کادر آموزش و هيات علمي مراکز آموزش IT و برنامه ريزي جهت جلوگيري از مهاجرت نخبگان ومتخصصان IT. علاوه بر اين متاسفانه همين تعداد نيروي متخصص نيز بنا به دلايل زير توانايي کافي جهت پاسخگويي به نيازهاي فعلي را ندارند. اين دلايل عبارتند از:
1-3- ضعف نظام آموزشي در دانشگاهها به دلايل مختلف نظير قديمي بودن محتواي آموزشي، کاربردي نبودن و يا بازاري نبودن محتواي تدريس شده در دانشگاه به گونه اي که دانشجويان را دچار نوعي دوگانگي در برخورد با محتواي آموزشي دانشگاه و نياز بازار و جامعه مي نمايد وکمبود اساتيد متخصص که بتوانند علاوه بر آشنايي با مفاهيم آموزشي جديد در درس مربوط به خود بر ابزار و روشهاي نوين توليد نرم افزار نيز تسلط و يا آشنايي داشته باشند.
2-3- عدم تسلط کافي متخصصان کشورمان بر ابزارها و تکنولوژي هاي توليد نرم افزار: در کشور ما متاسفانه به دليل عدم رعایت قانون مالکيت معنوي، انواع نرم افزار به راحتي و با هزينه پايين در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد.همچنين غفلت متخصصان از تمرکز بر روي يک نقش(Role) در توليد نرم افزار موجب اين شده است تا در توليد يک نرم افزار يک نفر تمام نقشهاي مختلف از قبيل تحليل گر سيستم، طراح بانک اطلاعاتي، برنامه نويس و ... را يکجا بر عهده بگيرد که با توجه به تخصصي شدن نقشهاي مختلف در فرآيند توليد نرم افزار در دنيا نظير نقشهاي مختلف در فرآيند RUP و يا مدارکي که شرکت مايکروسافت در رشته هاي مختلف اعطا مي کند، توجه به اين موضوع که متخصصان ما به جاي پراکندگي در زمينه آشنايي و تسلط بر ابزار مختلف، بطور تخصصي در يک شاخه فعاليت نمايند، از اهميت بسزايي برخوردار است.
4- برخوردار نبودن فناوري اطلاعات از جايگاه مناسب در بين دولت و مردم
با توجه به ارزش كاربرد فناوري اطلاعات در كاهش هزينه ها، افزايش بهره وري، كاهش ترافيك، صرفه جويي در زمان، كاهش آلودگي هوا، كمك به رشد عدالت اجتماعي با توجه به ارزش بالاي عدالت در جامعه اسلامي ايران و دهها مزاياي ديگر، امروزه در کشور در حوزه هاي مختلف فناوري اطلاعات نظير دولت الكترونيكي، آموزش الكترونيكي، تجارت الكترونيكي و ... شاهد ارائه بعضي از خدمات سنتي، در قالب خدمات نوين هستيم. اين كه ارائه خدمات نوين تا چه حد فراگير شده، يا كيفيت اين گونه خدمات تا چه حد است و يا مردم چقدر از امكانات موجود بهره مي گيرند، از زواياي مختلف کمي و کيفي قابل بررسي مي باشد تا بتوان با شناسايي مشكلات و تلاش جهت حل آنها، كاربرد فناوري اطلاعات در كشور را فراگير نمود. در ذیل به برخی از مشكلات موجود در این زمینه اشاره شده است:
1- 4- عدم توجه و يا آشنايي كافي مسئولان و مديران دولتي به مقوله فناوري اطلاعات : با توجه به روند توسعه جهاني و تشكيل جوامع اطلاعاتي امروزه دسته بندي كشورها بر مبناي شاخص ديجيتالي كه معياري جهت ارزيابي توانمنديهاي كشورها در امر استفاده ار فناوري اطلاعات و ارتباطات مي باشد، صورت مي گيرد.باتوجه به اين مطلب سرمايه گذاري بر روي فناوريهاي نو از قبيل فناوري اطلاعات از چند دهه گذشته جزء اولويتهاي توسعه كشورها به شمار آمده و امروزه در حوزه هاي مختلف نظير تجارت الكترونيكي شاهد گردش مالي عظيمي در اين حوزه هستيم، كه كشور ما با توجه به نو بودن فناوري اطلاعات، در صورت توجه بيشتر دولتمردان و حمايت مادي و معنوي آنان از گسترش كاربردهاي فناوري اطلاعات، توانايي رسيدن به سطوح بالاتر در اين عرصه را دارا مي باشد، كه اين مهم عزم ملي و همكاري تمام ارگانها و سازمانها را مي طلبد.
2- 4- پايين بودن سطح سواد ديجيتالي جامعه : در کشور ما در حال حاضر روز به روز ارائه خدمات الکترونیکی در حال گسترش است ولي به دليل عدم اطلاع و آشنايي مردم با اين خدمات، استفاده از اين خدمات هنوز فراگير نشده است. با توجه به اين که علت اصلي اين موضوع پايين بودن سطح دانش مردم مي باشد، توجه بيشتر به امر آموزش كاربرد فناوري اطلاعات در جامعه بايد جزء برنامه هاي اصلي دولت قرارگيرد. اين آموزش مي تواند از طرق مختلف انجام پذيردكه عبارتند از:
1-2-4- آموزش و پرورش: با توجه به تعداد فراگيران در اين مكان، افزودن محتواي آموزشي جديد نظير دوره هاي ICDL و بازنگري مداوم محتواي آموزشي كه در حال حاضر در آموزش و پرورش تدريس مي گردد، در كنار تجهيز مدارس به امکانات سخت افزاري و نرم افزاري مناسب بايد از اولويتهاي اصلي بهبود آموزش IT در آموزش و پرورش قرار گيرد.
2-2-4- آموزشگاههاي رايانه: امروزه وضعيت آموزش در اكثر آموزشگاههاي رايانه کشور هم از جهت كيفيت و هم از جهت هزينه هاي آموزشي از وضعيت مطلوبي برخوردار نمي باشد. در اين ميان آموزشگاهها نيز با مشکلاتي نظير كمبود دانش جو مواجه هستند که مي توان مشكلات آموزشگاهها را از طرق مختلف نظير الزام سازمانها و دستگاههاي دولتي به پرسنل خويش جهت فراگيري دوره هاي آموزشي نظير ICDL و سپردن امر آموزش به آموزشگاههايي كه تمام امكانات لازم جهت برگزاري دوره هاي آموزشي را دارا هستند، برطرف نمود.نكته قابل توجه در اين زمينه رعايت عدالت و ضوابط(نه روابط) در انتخاب آموزشگاهها توسط سازمانهاي دولتي مي باشد.
3-2-4- رسانه هاي ارتباطي نظير صدا و سيما، مجلات، روزنامه ها وغيره: استفاده از تمام ظرفيتهاي رسانه هاي ارتباطي مخصوصا صدا و سيما در امر آموزش، فرهنگ سازي و تشويق مردم به استفاده از خدمات نوين مي تواند نقش ارزشمندي در افزايش سطح سواد ديجيتالي جامعه ايجاد نمايد.
3- 4- وجود اشكالات و نقايص فني و محتوايي در پروژه هايي که ماهيت اطلاع رساني دارند نظير سايتهاي اطلاع رساني: امروزه در کشور شاهد راه اندازي انبوه زيادي از سايتهاي متعلق به سازمانهاي دولتي و خصوصي هستيم. اما چيزي که در اين ميان مشهود است کيفيت پايين سايتها از جهات مختلف فني، ساختاري وگرافيکي مي باشد. همچنين با توجه به ارزش اطلاعات به عنوان زير بناي جامعه اطلاعاتي، شاهد اين هستيم که محتواي موجود در سايتها، بطور کامل و مرتب بروزرساني نمي شود که با توجه به مشکلات موجود، الزام دارندگان سايت در برطرف كردن اشكالات فني سايتها تا يك دوره زماني مشخص، پشتيباني محتوايي دائم سايتها با تغيير نگرش سازمانها به رسانه سايت، افزايش قابليتهاي سايت از لحاظ افزودن بخشهاي جديد درقالب سيستمهاي تعاملي و اطلاعاتي و اهميت دادن به توسعه قابليتهاي سايت مي تواند تا حد زيادي باعث گسترش كاربرد اين سايتها توسط كاربران اينترنتي شود.
4- 4- بالا بودن هزينه تجهيزات سخت افزاري و ملزومات مربوط به کاربرد IT نظير تعرفه اينترنت: اولين قدم جهت گسترش و خانگي كردن كاربردهاي فناوري اطلاعات، وجود يك كامپيوتر خانگي مناسب مي باشد. امروزه هزينه تهيه يك كامپيوتر خانگي براي خيلي از اقشار جامعه، هزينه سنگيني مي باشد كه با تقويت و گسترش توليد داخلي، اعطاي تسهيلات خريد كامپيوتر توسط سازمانها و شركتها به پرسنل داخلي خود، اعطاي تسهيلات بانكي مناسب جهت تامين هزينه خريد كامپيوتر و مواردي از اين قبيل باعث تشويق هر چه بيشتر مردم جهت كاربرد فناوري اطلاعات خواهد شد. همچنين تعرفه بالاي استفاده از اينترنت و نبود بستر مناسب ارتباطي از ديگر عوامل دخيل در بي مهري و بي توجهي مردم در استفاده از خدمات اينترنتي مي باشد.
5- عدم حمايت کافي از بخش خصوصي به عنوان سربازان اصلي توسعه IT در کشور
در كشور ما شايد به جرات بتوان گفت فعاليت بخش خصوصي در فناوري اطلاعات، به نسب ساير حوزهاي صنعت و فناوري از سهم بيشتري برخوردار است كه اين را بايد به فال نيك گرفت و تمام ابزارهاي مادي ومعنوي را جهت تقويت هر چه بيشتر اين بخش به خدمت گرفت.
اما متاسفانه در حال حاضر بخش خصوصي فعال در زمينه IT جهت ادامه حيات خود با مشكلات گوناگوني مواجه هستند نظير :
1- 5- عدم ارائه تسهيلات مناسب و سريع به بخش خصوصي جهت توليد محصولات نرم افزاري که مصداق بارز آن دريافت تسهيلات در قالب طرح تکفا مي باشد که به دليل تعلل و يا در نظر گرفتن روابط به جاي ضوابط شرکتها را در دريافت تسهيلات با مشکلات جدي مواجه ساخت.
2- 5- تعهدات سنگيني که کارفرمايان در هنگام عقد قرارداد بر دوش مجري مي گذارند. اين گونه کارفرمايان که عموما سازمانهاي دولتي هستند به دليل برخورداري از مشاوران حقوقي خود و نيز با توجه به ديد منفي که متاسفانه درکشور نسبت به بخش خصوصي وجود دارد، معمولا قراردادها را طوري تنظيم مي نمايند که حداکثر تعهد بر دوش مجري و حداقل تعهد بر دوش کارفرما باشد.
شرکتها هم چون معمولا از مشاوران حقوقي در اين زمينه برخوردار نمي باشند، به دليل وجود رقباي ديگر و دغدغه اي که جهت تامين درآمد مورد نياز خود دارند، حاضرند با هر شرايطي قراداد ببندند که این موضوع حتي اگر شرکت را به لحاظ مالي دچار مشکل ننمايد، ولي از جهت رواني داراي بار منفي زيادي بوده و استرس برآمدن از عهده تعهدات را همواره در طول مدت پروژه بر روي دوش مجري قرار خواهد داد.
3- 5- عدم رعايت انصاف و عدالت در برگزاري مناقصه ها و در نظر گرفتن روابط به جاي ضوابط در تعيين برنده مناقصه
4- 5- تکثير غيرمجاز نرم افزارهاي توليد شده
5- 5- و ساير چالشهاي ديگر نظير کمبود نيروي انساني متخصص، تعجيل کارفرمايان در انجام پروژه و مواردي از اين قبيل که نتيجه اين مشکلات تاثير منفي در ارائه خدمات نرم افزاري خواهد گذاشت و باعث خواهد شد:
الف - شرکتهاي نرم افزاري به دليل محدوديت منابع از رويکرد توسعه تکنولوژي به منظور آشنايي با ابزار و روشهاي نوين توليد نرم افزار غافل شوند، که اين غفلت با توجه به تحول و تنوع سريع نرم افزار در دنيا توان رقابت و صادرات را از شرکتهاي داخلي سلب مي نمايد.
ب- رويکرد مشتري مداري که نتيجه آن رضايتمندي مشتريان است، از برنامه ها و اهداف شرکت کنار گذاشته شود.
ج- قيمت محصولات نرم افزاري به دليل تامين هزينه هاي سنگيني که شرکتها با آن مواجه هستند افزايش يابد.
د- شرکتهاي نوپا و کوچک به دليل عدم توانايي در مواجهه با شرکتهاي بزرگتر به مرور زمان حذف گردندکه اين مسئله باعث بروز پيامدهاي ناگواري در جامعه نظير بيکاري، سرخوردگي و ... خواهدشد.
ه- کيفيت توليدات نرم افزاري کاهش يابد.
در پايان توجه خوانندگان را به اين مطلب جلب مي نمايم که بيان مشکلات فوق به منزله سياهنمايي از اوضاع فناوري اطلاعات در کشور نبوده، بلکه هدف نقد وضعيت موجود و ارائه راهکار در بعضي از موارد بوده است که اميد است بتوان با همکاري و همفکري تمام دلسوزاني که در اين زمينه فعاليت مي نمايند، آينده روشني را در عرصه فناوري اطلاعات در کشور رقم زد.
فن آوري اطلاعات در كشاورزي
محمدحسين عمادي
چكيده
پيچيدگي تحولات و متغيرهاي انساني و غيرمنتظره بودن عوامل محيطي واقتصاد جهاني تاثيرگذار بر فعاليتهاي كشاورزي از يكسو، و اهميت راهبردي امنيت غذاييو مقابله با فقر از سوي ديگر، «توسعه كشاورزي» را با چالشهاي عميق و گستردهاي روبهروكرده است. روند فزاينده جهانيشدن تجارت محصولات كشاورزي و رقابت گسترده در اينزمينه كه چارچوب معادلات بازار را دگرگون ساخته است، تمامي اجزاي «صنعت كشاورزي»را دستخوش تحولات اساسي و ساختاري خواهد كرد. تاثير عوامل زيستمحيطي و تغييراتآب و هوايي نيز كه تحولات اساسي را در كشاورزي ايجاد كردهاند، در آينده نزديك به طورحتمي بيشترين تأثير مخرب خود را بر فعاليتهاي كشاورزي خواهد گذاشت. با عنايت بهدو مؤلفه فوقالذكر، در دهه آينده سياستگذاران و پژوهشگران عرصه كشاورزي، به رغمعدم آمادگي، با چالشهاي فزاينده و غيرقابل پيشبيني روبهرو خواهند بود.
افزايش توان و آمادگي سياستگذاران، پژوهشگران و دستاندركاران بخش كشاورزي براي درك پيچيدگيهاي فزاينده و ارائه راهحلهاي راهبردي نيازمند شناختي «عالمانه» و«بههنگام» از رويدادهاي جهاني و ديدگاههاي نظري ديگر صاحبنظران است. همچنانكهسرعت چشمگير روند جهانيشدن، در عرصه بازار يك چالش جدي براي بهرهبرداران بخش كشاورزي است. جهانيشدن در عرصه اطلاعات و اطلاعرساني نيز يك فرصت طلايي برايپژوهشگران وسياستگذاران بهمنظور كسب آمادگي وپاسخگويي به چالشهاي فوقالذكرفراهم نمودهاست.
اطلاعات در عرصه كشاورزي و توسعه روستايي نه تنها به عنوان يكي از اصليتريننهادهها و سرمايهها تلقي ميگردد، بلكه كاراترين «عامل ارتقاي بازده» و اثربخشي ديگر منابعتوليد و توسعه به شمار ميآيد. فنآوري اطلاعات به عنوان بسترساز اطلاعرساني شايد بزرگترين فرصت براي پژوهشگران و سياستگذاران بخش كشاورزي محسوب شود.بهرهبرداري از اين «فرصت» كه نيازمند ابزار، دانش و مهارت است، در شرايط كنوني كشور ما يكي از اساسيترين ضرورتهاست.
هدف اصلي از اين مقاله بررسي و ارزيابي تواناييها و آمادگيهاي ايران در حركت بهسوي جامعه اطلاعاتي در بخش كشاورزي و توسعه روستايي است. اين مقاله طرح استقرارشبكه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي موسوم به پنداكپ را تشريح ميكند كه بمنظوربهرهگيري از فنآوري اطلاعات (سختافزاري و نرمافزاري) در فرآيند توسعه كشاورزي وروستايي از سوي نويسنده ارائه گرديده و در حال اجراست. محورهايي كه در اين مقاله دنبالخواهند شد به اين شرح هستند:
- اهميت فنآوري اطلاعات) (Information Thechnology در تحول نظام دانش كشاورزي Agricultural Knowledge and Information System – AKIS))
- نقش فنآوري اطلاعات در تسريع فرآيند توسعه كشاورزي شامل:
الف. نقش فنآوري اطلاعات در افزايش بازده زيستي توليد;
ب. نقش فنآوري اطلاعات در افزايش بازده اقتصادي توليد.
- ملاحظهها و محدوديتهاي كاربرد فنآوري اطلاعات در توسعه كشاورزي وروستايي
- ارائه چارچوب و فرايند اجرايي طرح استقرار شبكه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي(نداك) بمنظور بهرهگيري از فنآوري اطلاعات.
واژههاي كليدي: 1.فنآوري اطلاعات و ارتباطات; و 2. نظام دانش واطلاعات كشاورزي
مقدمه
فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات (information communication technologies)از جديدترين دستاوردهاي علمي بشرياند كه بهنظر ميرسد تواناييها و قابليتهاي بسياري را به جامعه انساني عرضه نمودهاند و انتظارميرود بتوانند در رفع مشكلات موجود جامعه بشري مفيد و موثر باشند. بسياري در سراسرجهان بر اين عقيدهاند كه تسريع و تعديل در فرآيند تبادل دانش و اطلاعات از طريقفنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي نقش بسيار كليدي در دستيابي به توسعه منابع انساني و توسعه پايدار ايفا خواهند نمود و جامعه مبتني بر دانش و اطلاعات، به عنوان الگوي توسعه پايدار شناخته ميشود.( P.V. Unnikrishnan& E.M. Sreedharan, 2001, Information CommunicationTechnologies)
در آستانه هزاره سوم، هنوز توسعه پايدار، امنيت غذايي و مسائل وابسته به آن مهمترينچالشهاي جهاني محسوب ميشوند كه پاسخي اميدواركننده به آنها داده نشده است ونوآوريهاي فنشناختي در عرصه اطلاعات ميبايست بهكار گرفته شوند تا بتوانند در اينعرصهها نيز اثربخشي و كارايي مطلوب داشته باشند.
در اين مقاله ضمن بررسي مختصر مهمترين چالشها و مسائل جهاني و ملي توسعهكشاورزي و روستايي، سعي شده است تا جايگاه مديريت دانش و اطلاعات بهعنوان يكفرصت در مواجهه با اين مسائل تبيين شود. همچنين قابليتهايي كه فنآوريهاي اطلاعاتي وارتباطي ميتوانند به برنامههاي توسعه كشاورزي و روستايي ببخشند و راهحلهاي موجودبراي افزايش كارايي بخش كشاورزي و نحوه كاربرد اين فنآوريها نيز مورد بحث قرارگرفتهاند. در اين زمينه، ضمن ارائه برخي تجربههاي عملي كشورهاي در حال توسعه در موردكاربرد فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، چهارچوبهاي مفهومي و ساختاري طرح شبكهنظام دانش و اطلاعات كشاورزي (نداك) كه جهت اجرا در قالب طرح تكفا توسط نگارنده درسطح وزارت جهاد كشاورزي ارائه شده و در مراحل مقدماتي اجراست، نيز آورده شدهاست.
در پايان نيز برخي ملاحظهها و ضرورتهاي قابل توجه در زمينه كاربري فنآوريهاياطلاعاتي در توسعه كشاورزي و روستايي مطرح گرديدهاند.
چالشهاي بخش كشاورزي در آستانه هزاره سوم
توسعه كشاورزي از مهمترين اولويتها در برنامههاي توسعه ملي كشورهاي در حال توسعه محسوب ميشود. علي رغم چندين دهه فعاليتهاي گوناگون در اين زمينه، اختلاف بينكشورهاي در حال توسعه و توسعهنيافته به جز موارد معدود، بيشتر شده است. از سوي ديگر،حتي در درون كشورهاي توسعهيافته نيز ناهمگني در زمينه رفاه و درآمد و ابعاد گوناگونپيشرفت وجود دارد و حاشيهنشيني يك معضل اساسي محسوب ميشود. اعمال سياستهايمبتني بر رشد اقتصادي، نوسازي صنعتي، انتقال فنآوري، تاكيد بر افزايش توليد و صادراتمنجر به پيامدهاي منفي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي و بهطوركلي ناپايداري بخشكشاورزي در بسياري از كشورها گرديدهاند. رشد فزاينده واردات موادغذايي در اغلب كشورهاي جهان سوم ابعادي نگرانكننده پيدا كرده است. با مطالعه اين شرايط عمدهترين چالشهايي را مطرح ميسازيم كه بخش كشاورزي را در حال حاضر و در آينده تحت تاثير قرار ميدهند:
1.جهانيشدن اقتصاد و نظامهاي توليد
جهانيشدن و گستردگي وابستگيهاي اقتصادي در سراسر جهان باعث شده است كهتصميمگيري فعاليتهاي زراعي نه تنها در سطح ملي، بلكه حتي در سطح يك مزرعه نيز متاثراز تحولات و تغييرات اقتصاد جهاني و روندهاي آن باشد. اين مسئله فشار زيادي به مجموعهبخش كشاورزي (اعم از سياستگذاران، محققان، كاركنان ترويج و توسعه و بهرهبرداران )وارد ميكند و حجم قابل توجهي از منابع موجود را به خود اختصاص ميدهد. علاوه براقتصاد، نظامهاي توليد نيز به مقدار زيادي متاثر از پديده جهانيشدن هستند. الگوها، روشهاو استانداردهاي كيفي و كمي، همگي در معيار وسيعي مورد سنجش قرار ميگيرند و تقاضا و كشش بازار براساس آنها تعيين ميشود و توليدكنندگان نيز ميبايست به نحوي در اينچهارچوبهاي پويا فعاليت نمايند. با توجه به روند متغير اين الگوها، نظامهاي توليديكشاورزي لزوما ميبايست انعطافپذيري زيادي جهت تطبيق و پذيرش آنها داشته باشند. ازسوي ديگر، پديده جهانيشدن فرصتهايي را نيز در اختيار بخش كشاورزي قرار ميدهد كهدريافت و استفاده از آنها جهت پايداري در رقابتهاي حال و آينده ضرورياند.
2.گذشته از صدمههاي ناشي از تخريب محيط زيست بر حيات انساني، از ديگر پيامدهايناشي از تخريب منابع طبيعي در اثر بكارگيري الگوهاي نامناسب توليدي، ميتوان بهناپايداري نظامهاي توليد و بهرهبرداري كشاورزي و از بين رفتن منابع پايه و در نتيجه تحديدامكانات توليدي اشاره نمود. در اين شرايط، از طرفي منابع اوليه و پايه تحت فشارند تا هدفحداكثر توليد محقق گردند و از طرفي، دولتها و دستگاههاي سياستگذار مصمم هستند تانظام بهرهبرداري را به سمت توسعه پايدار و توليد بهينه سوق دهند و اين امر مستلزم پيامدهايي چون كمشدن مقطعي درآمد، استفاده از دانش و فنآوريهاي پيچيدهتر و پيشرفتهتر و افزايش سطح دانش توليدكنندگان است. همچنين، محصولات كشاورزي توليدشده در كشاورزي مدرن مبتني بر روشهاي انقلاب سبز، منشاء بسياري از مشكلات براي سلامتي انسان هستند كه تداوم توليد به اين شيوه را غيرممكن ساخته است. كاهش اينبحرانها و مشكلات مستلزم سرمايهگذاريهاي بيشتر و اتخاذ رهيافتهاي نويني از سويبخش كشاورزي است.
3. فقر و امنيت غذايي
در آستانه هزاره سوم كماكان فقر غذايي اصليترين چالش مرتبط با بخش كشاورزياست. جمعيت رو به رشد جهان نياز روزافزوني به غذا دارد. طبق برآوردها، جمعيت جهان درسال 2025 به حدود 8 ميليارد نفر ميرسد، و هماكنون نيز بيش از 800 ميليون نفر در سراسرجهان از گرسنگي مزمن، و حدود دو ميليارد نفر از سوءتغذيه رنج ميبرند. رفع نيازهايغذايي اين جمعيت منجر به فشار روزافزون به منابع طبيعي پايه و نيز به نظامهاي كشاورزي درجهت افزايش هرچه بيشتر توليد ميگردد. از طرفي نظامهاي توليدي فعلي نيز پايدار نيستند ولذا بحران امنيت غذايي از مهمترين چالشهاي بشري در آستانه هزاره جديد است.
فرصتهاي مقابله با بحرانها
اگرچه اين چالشها و بحرانها ، موانعي جدي در برابر توسعه محسوب ميشوند، اماتحولات همهجانبه جهاني، فرصتها و امكاناتي را نيز در اختيار قرار دادهاند. فرصتهاي بهوجود آمده در سايه تحولات علمي و فن شناختي در نيم قرن اخير را ميتوان به عنوانفنآوريهاي به وجود آمده در ابزار و مواد، به توان و قدرت دستكاري انسان در مواد; ژن;و اطلاعات خلاصه نمود. در بخش اول ميتوان به فنآوريهاي مكانيكي، شيميايي (شاملماشينآلات، سموم، آفت كشها و انواع مواد مغذي و كودها) اشاره كرد و در گروه دوم،فنآوري زيستي (بيوتكنولوژي) ميتواند منشأ تحولات جدي در بهرهوري توليد و بازدهزيست شناسانه قرار گيرد. گروه سوم، شامل توانمندي انسان در مهندسي و مديريت اطلاعاتاست كه به فن آوري اطلاعات و ارتباطات مشهور است. بيشترين تأكيد اين مقاله در تشريحو توصيف نقش فنآوري ارتباطات به عنوان يك فرصت جهت مواجهه با چالشهاي نوين ومشكلات ديرينه بخش كشاورزي است. يكي از مهمترين ابزارها و فرصتهاي موجود،فنآوريهاي ارتباطي است كه ميتواند در پر كردن شكاف فزاينده اطلاعات، دانش و توسعه،نقشي اساسي ايفا نمايد. فنآوريهاي مزبور ظرفيتهاي فراواني براي كشورهاي در حالتوسعه جهت دستيابي به توسعه پايدار ايجاد نمودهاند.
اختلاف توسعهيافتگي پديدهاي است كه ابعاد گوناگوني دارد مانند اختلاف درآمدي،شكاف اطلاعاتي (موسوم به شكاف ديجيتال)، عدم دسترسي و محروميت نسبي ، و به اينترتيب بين جوامع، مناطق و افراد، تمايز و شكاف ايجاد كرده است. فنآوري اطلاعات بهعلت نرخ بالاي سرعت گسترش، هزينه نسبي پايين، قابليت فراگير و قابليت ارتباطات دوسويه ميتواند در رفع مشكلات ناشي از دانش و اطلاعات و نيز عدم دسترسي تاثير قابل توجهيداشته باشد. گسترش روزافزون اينترنت و ارتباطات ماهوارهاي اين امكان را به وجود آوردهاست كه نواحي روستايي دورافتاده نيز بتوانند با هزينه مناسبي در دسترس قرار گيرند. به اين ترتيب، در جهت انجام فعاليتهاي توسعه كه رسانش دانش و اطلاعات اساس آنها را تشكيلميدهند، زمينه مناسبي فراهم آورده شده است.
چالشهاي مذكور و بسياري موانع ديگر لزوم اتخاذ راهكارهاي گزينهاي در جهت افزايشكارايي و بهرهوري و بهينهسازي فرآيندهاي توليد كشاورزي و در مقياس كلان، تحقق توسعهكشاورزي و روستايي را اجتنابناپذير كردهاند. امروز، با گذار از نگرش خطي و رفتارگرايانه نسبت به مقوله توسعه و ديدگاه سيستمي به نظام توليد كشاورزي بهعنوان يك كل نگريستهميشود و با توجه به رشد نهادهها و امكانات مورد نياز و در راستاي تحولات جهاني مرتبط،رشد فنآوري مفهوم جامعتري را، در قالب توسعه كمي و كيفي دانش و اطلاعات به عنوان محور فعاليتهاي توسعه، شامل گرديده است. در واقع، ارزش يافتن اطلاعات در كليه فعاليتهاي اقتصادي، از جمله بخش كشاورزي به عنوان يك ابزار كارآمد به منظور تحققاهداف تحققنيافته عصر صنعتي تلقي ميشود. به اين لحاظ، در ديدگاههاي نوين، فرآيند توسعه كشاورزي در قالب سيستمي بهنام نظام دانش و اطلاعات كشاورزي تعريف و شناساييميشود.
نظام دانش و اطلاعات كشاورزي، عامل توسعه كشاورزي
نظام دانش و اطلاعات كشاورزي (نداك) نظامي است كه اجزاي آن شامل مراكز ومجموعههاي توليد، فرآيند (پردازش)، انتقال و كاربرد اطلاعات و دانش كشاورزي بوده واين اجزاء در جهت افزايش محتواي دانش بخش كشاورزي و در نهايت توسعه كشاورزي درتعامل و ارتباط هستند:
1 . توليدكنندگان اطلاعات (مانند مراكز پژوهشي، سياست گذاري);
2 . پردازشگرانوانتقالدهندگان اطلاعات (مانندنهادهاي ترويجي وسرويسهايخدماتكشاورزيو روستايي); و
3 . كاربران اطلاعات (بهرهبرداران كشاورزي)
اجزا سهگانه مذكور در واقع عناصر اساسي هستند و به تناسب سطح پيشرفتگي بخش كشاورزي، خردهنظامها، ساز و كارها و عناصر فراوان ديگر، در اين نظام دخيلاند. با بررسيوضعيت نظام مذكور در كشورهاي مختلف ميتوان دريافت كه توسعه كشاورزي رابطهاي معنيدار و علت معلولي با توسعهيافتگي نظام مذكور دارد. از ديدگاه نظام دانش و اطلاعات،اين موارد مهمترين حوزههاي فعاليت و در عين حال مشكلات توسعه كشاورزي و روستاييمحسوب ميشوند:
1.كارايي در توليد دانش و اطلاعات
دانش، مجموعهاي از اطلاعاتي است كه به نحوي سازماندهي شدهاند تا يادگيري را تحقق بخشند (Johnson,G.A. 1997, Undrestanding the Role of Data, Information,Knowledge and Wisdom in Site - Specific Management, Proc. North Cent.Weed Sci. Soc.52: 175. Invited Talk) و مشتمل بر اطلاعات، ارزشها، تجربهها و قواعد ذهنياست.( Saadan , Kamarudin,2001, Conceptual Framework for the Development ofKnowledge Management System in Agricultural Research and Development,Asia Pacific Advanced Network Conference , Malaysia) توليد دانش شاملتمام فعاليتهايي است كه طي آن دانش در اثر تعامل فعال بين فرد و محيط او انجام ميشود.در توليد دانش فعاليتها و فرآيندهايي چون اكتساب، ابداع، تجزيه، تركيب و غيره انجامميگيرند. دانش و اطلاعات موردنياز بهرهبرداران در بخش كشاورزي را ميتوان به سه گروهطبقهبندي كرد:
الف. اطلاعات و دانش فني كه شامل اخبار و اطلاعات و دانش بكارگيري روشها وابزار در مراحل مختلف توليد است و عموما براي كاربران و بهرهبرداران زراعي كاربرددارد;
ب. اطلاعات مديريتي، شامل اطلاعات مديريتي، تصميمسازي و سياستهاي بخش كهبراي مديران، مراكز دستاندركار توسعه و برنامهريزي دولتي و خصوصي كاربرد دارد; و
پ. اطلاعات اقتصادي، كه مربوط به امور بازرگاني و تجاري چون قيمتها، نوسانها وروندهاي آنها و صادرات و واردات است كه براي كاربران زراعي، موسسههاي تجاري،واسطهها و مصرفكنندگان محصولات كشاورزي ارزشمند است.
كارآيي توليد دانش ناظر بر مواردي چون كيفيت دانش و اطلاعات توليدي، قابليت كاربردو سازماندهي آنها براي كاربرد توسط مخاطبان مختلف (مخاطبمداري) است و دانش واطلاعات مطلوب در كشاورزي نوعا قالب و محتواي مسئله محور هستند كه به معني محوريتمسائل و مشكلات واحد توليدي و توليدكننده است. كليه موارد فوق ميبايست در فرآيند توليد و تبديل دانش مورد نظر قرار گيرند و سازوكارها و مجموعههاي متولي توليد وپردازش دانش، نگرشي تخصصي نسبت به مقولههاي مذكور داشته باشند.
2. دسترسي به اطلاعات و دانش
نابرابري در دسترسي به دانش و اطلاعات موجود حاكي از عدم رسانش يكنواخت وعادلانه آنها به كليه صاحبان منافع است و در مواردي ميتوان از نوعي رانت اطلاعاتي سخن گفت كه به ناموزوني هرچه بيشتر توسعه كشاورزي در اقشار يا مناطق مختلف دامن ميزند.
3. زيرساختهاي ارتباطي
وجود زيرساختهاي مخابراتي، شبكهاي و پوششهاي رسانهاي و نيز هزينه كاربري آنهابراي جوامع روستايي و كشاورزي يكي از مسائلي است كه در سياستگذاري براي ايجاد شبكههاي دانش و اطلاعات ميبايست مورد توجه قرار گيرد. به نظر ميرسد كه بسياري از زيرساختهاي موجود در جهت كاربرد بخشهاي صنعت و خدمات طراحي شدهاند ولذاميبايست در سياستهاي كلان ملي براي زمينهسازي ارتباطات نواحي روستايي دورافتاده(مانند دسترسي به اينترنت) اقدامات اساسي صورت گيرد.
4. رسانهها، مجراها و روشهاي رسانشي
اين موارد ناظر بر وجود يك الگو و عزم همگاني از سوي متوليان رسانهاي كشور وطراحان محيطهاي مزبور در زمينه توسعه كشاورزي و روستايياند. جامعه روستايي وكشاورزي (همانند ساير جوامع بشري) داراي الگوها، مجراها و سلسلهمراتب خاص دريافتاطلاعات است. بدون شك، كاركرد و اثربخشي رسانهها در جوامع مختلف متفاوت استولذا در رسانش اطلاعات ميبايست اين تفاوتها درنظر گرفته شوند.
توسعه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي
با توجه به موارد مطرحشده، نقش و جايگاه فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در توسعهنظام دانش از ديدگاههاي مختلف قابل بررسي است. از آنجا كه تبادل دانش مهمترين فرآينددروني اين نظام محسوب ميشود، فنآوريهاي مذكور نيز جايگاه كليدي در توسعه آندارند. مهمترين كاربردهاي فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات در توسعه كشاورزي و روستايي به اين قرارند:
1.فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي بهعنوان ابزار ارتقاء بهرهوري كشاورزي
اين فنآوريها ميتوانند ابزاري مهم در توانمندسازي افراد و جوامع باشند و با افزايشتعامل بين افراد و جوامع موجب كسب اطلاعات ارزشمند توسط صاحبان منافع شوند و به اينترتيب كارايي فعاليت و بازدهي آنها افزايش يابد. هماكنون بهسبب همين تعاملها، نوعيحالت گذار از تمايل به داشتن حداكثر اطلاعات (نزد افراد و سازمانها) بهسوي كسب وكاربرد اطلاعات درست و به موقع مشاهده ميشود. فنآوريهاي اطلاعاتي ميتوانند افرادمحروم و دور از دسترس (كشاورزان خردهپا، جوامع روستايي و حاشيهنشينهاي شهري) رادر تمام كشورها، اعم از پيشرفته و توسعهنيافته ، بهطور نسبتا يكساني تحت پوشش قرار دهند. بهطوركلي ميتوان گفت كه اين فنآوريها ميتوانند توانمندي مخاطبان برنامههاي توسعه را در چهار حيطه بهبود بخشند:
الف. دسترسي به خدمات پايه (مانند آموزش، بهداشت);
ب . بهبود مشاركت اجتماعي و سياسي (از طريق تماس و تعامل بين افراد و گروهها درمناطق مختلف)
پ. پشتيباني از فعاليتهاي اقتصادي; و
ت. بهبود دسترسي به خدمات اعتباري.
در كليه زمينههاي فوق تجربههاي قابل توجهي در كشورهاي مختلف وجود دارند كه دراين مقاله به برخي از آنها اشاره ميشود.
2.نقش فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات در افزايش بازده زيست شناسانه توليد
عليرغم تلاشهاي زيادي كه در سالهاي گذشته در زمينه نشر و انتقال دانش كشاورزي به بهرهبرداران آن صورت گرفته است، حجم زيادي از دانش و اطلاعات هنوز دور از دسترسبسياري از افراد قرار دارد. علت اين است كه اطلاعات به تنهايي مفيد نيست، مگر اينكه بخشخاصي از آن سازمان يافته و از طريق رابطه بين توليدكنندگان و مصرفكنندگان آن و برايدستيابي به اهداف خاصي مورد تجزيه و تحليل و در نهايت كاربرد قرار گيرد. ناموزوني در ميزان عملكرد محصولات در بين كشاورزان نمونه بارزي از عدم توازن در رسانش اطلاعات مديريت مزرعه است. از طريق رساندن اطلاعات فني براي تمامي بهرهبرداران كشاورزيميتوان امكان كاربرد توصيههاي فني و فنآوريهاي زراعي را در بين تعداد بيشتري ازآنها ايجاد نمود. مهمترين محورهاي اطلاعاتي در اين زمينه عبارتاند از:
الف. اطلاعات فني و مهارتهاي توليدي بهتر و كارآمدتر براي انجام امور مزرعه (واحدبهرهبرداري);
ب. اطلاعات در زمينه عوامل خطرساز (ريسك)، كاهش مخاطره (ريسك) و ضايعاتتوليدي; و
پ. اطلاعات پيشبينيهاي اقليمي (آب و هوا) و تنشهاي محيطي.
3. نقش فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در افزايش بازده اقتصادي توليد
يكي از بارزترين نوع اطلاعات مفيد در توسعه كشاورزي اطلاعات بازار و قيمتهاست.قيمتها از مهمترين عوامل محرك توليد كشاورزي است و تفاوت قابل توجه بين قيمتمحصول در مزرعه و در بازار مصرف ميتواند از طريق اطلاعرساني به موقع در زمينهقيمتها و عرضه و تقاضا و كشش بازار به نحو مطلوبي كاهش يابد. براساس برخي مطالعات، تجارت الكتروني (e-commerce) ميتواند با كنارگذاشتن برخي واسطهها، درآمد توليدكنندگان فقير را ازطريق ارائه قيمتهاي نهايي گاه تا 10 برابر درآمد معمول آنها افزايش دهد (Simon, Cecchini & Talat shah, Infromation & Communications Technologyas a Tool for Empowerment World Bank Empowerment Source Book, 2002). فنآوريهايارتباطات و اطلاعات ميتوانند، از طريق مرتبطساختن كشاورزان با بازارها، فعاليتهاياقتصادي افراد دور از دسترس را بهبود بخشند و كسب و كار در نواحي روستايي توسعهنيافتهرا رونق بيشتري بدهند.
قيمت نهادههاي مصرفي مزرعه (مانند كود، سم و بذر) و نيز قيمتهاي ماشينآلات وادوات و همچنين استانداردهاي كمي و كيفي محصولات، قوانين صادرات و واردات و نظيرآنها نيز اطلاعات مهمي هستند كه ميبايست بهروز در اختيار بهرهبرداران كشاورزي قرارگيرند.
نگاهي به چند تجربه
مروري بر تجربههاي برخي كشورهاي در حال توسعه در بهكارگيري فنآوري ارتباطات درتوسعه روستايي و كشاورزي نشان ميدهد كه استفاده از فنآوريهاي اطلاعاتي تقريبا درتمامي اين كشورها، به تناسب تواناييهاي آنها، مور توجه است. در اين زمينه نمونههايبسياري از اقدامها و سياستهاي كلان، مانند راهبردهاي ملي توسعه اين فنآوريها وجوددارند و در عين حال ابداعات و ابتكارها و برنامههاي خاصي نيز به صورت زيرمجموعه سياستگذاريهاي كلان انجام گرفتهاند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود.
در كشور هند، در جهت همگانيسازي دسترسي به اطلاعات شبكهاي، رايانههاي كوچكي تحت عنوان سيمپوتر Simple , Inexpensive , Multilangual Computer – Simpoter))
ساخته شدهاند. اين رايانهها جهت استفاده افراد بيسواد و كمسواد واستفاده اشتراكي در محيطهاي روستايي طراحي شدهاند. نرمافزارهاي آنها به زبان محلياست و كاربرد خوبي در جهت رسانش اطلاعات و كاربري توسط افراد از خود نشان داده اند.در سريلانكا، تحت يك برنامه مشترك يونسكو و دولت، از راديو به عنوان رابط بين مردم واينترنت استفاده ميشود. در اين فعاليت، علاوه بر كسب اطلاعات از شبكههاي مختلف و پخش آنها براي افرادي كه زبان انگليسي نميدانند، اطلاعات درخواستي افراد نيز تهيه وارائه ميشوند. همچنين، يك بانك اطلاعات روستايي نيز از كليه اطلاعات درخواستي تهيهميشود و به طرق مختلف در اختيار افراد قرار ميگيرد. در برزيل، كميته دموكراسي در فنآوري اطلاعات (Committee for Democracy in Information Technology) دورههاي آموزش رايانه براي حاشيهنشينها (به ويژه در شهرها) برگزارمينمايد و هدف از اينكار توانمندسازي افراد و جوامع دورافتاده اطلاعاتي است. انديشهاصلي آن اين است كه آموزش رايانه ميتواند فرصتهاي حضور در بازار كار را براي افرادبيشتر نمايد و به پيشبرد برابري اجتماعي و دموكراسي كمك كند.
در هند، تحت برنامه «گيان دوت» (Gyndoot) شبكهاي رايانهاي به وسيله دولت ايجاد شده است كه ازطريق آن روستائيان ميتوانند با صرف هزينه و وقت اندك به مدارك، اطلاعات، اسناد و قوانين دولتي دسترسي پيدا كنند. هزينه كاربري (استفاده) توسط روستائيان و از طريقواسطههايي پرداخت ميشود كه كيوسكهاي دريافت اطلاعات را اداره ميكنند.
در بنگلادش، پروژه گرامين فون (Grameen Phone) خدمات استفاده تجاري از تلفن همراه در نواحيروستايي است كه عمدتا بوسيله زنان روستايي براي دريافت كمكها و توصيههاي پزشكي،و اطلاع از قيمتهاي محصولات در نواحي شهري بهكار ميرود. نتايج اين پروژه بسيارموفقيتآميز بوده است و بعنوان نمونه پس از اجراي آن، قيمت فروش محصولات توسط روستاييان در روستاهاي تحت پوشش بيش از گذشته بوده است، چرا كه روستائيان اطلاعاتبيشتري از بازار و قيمتها داشتهاند. تعاوني ملي توسعه لبنيات در هند كه يكي از بزرگترين تعاونيها در جهان است، روزانه به حدود 600 هزار خانوار خدمت ميدهد. اين محصولات(شير) از 96000 روستا در 285 ناحيه جمعآوري ميشوند. نظام رايانهاي مورد كاربرد دراين تعاوني ميتواند به سرعت و در محل، امور خريد، آزمون محتواي چربي شير، صدورصورتحساب و بهطور كلي مديريت امر خريد، جمعآوري، حسابداري و توزيع را انجامدهد. (Simon , Cecchini & Talat Shah, Information & CommunicationsTechnology as a Tool for Empowerment World Bank Empowerment SourceBook, 2002)
سياست ملي كشاورزي در كشور مالزي (برنامه 2010ـ1998) در جهت مواجهه مطلوببا چالشهاي توسعه كشاورزي و روستايي،براساس رهيافت مديريت دانش پايهريزي شدهاست. اين سياست به منظور بهبود مديريت كارشناسانه امور كشاورزي، به بهرهوري بيشتر،جلوگيري از دوبارهكاريها، كاربرد بهتر منابع موجود، تشويق به استفاده از بهترين روشهايموجود در توليد، بهبود سرويسدهي به جوامع كشاورزي و در عين حال درك و كسب بهترنيازهاي محيطهاي كشاورزي و روستايي اتخاذ شده است. (Saadan, Kamarudin. 2001.Conceptual Framework for the Development ofKnowledge Management System in Agricutural Research and Development .Asia Pacific Advanced Network Conference, Malaysia)
در مصر، استفاده از نظامهاي خبره (Expert Systems) رايانهاي به منظور گسترش دانش و اطلاعاتمديريتي (فني و اقتصادي) مزرعه، توسط بهرهبرداران به ميزان زيادي گسترش يافته است. دراين نظام كليه اطلاعات لازم براي مديريت مزرعه درباره محصولات و شرايط مختلف جمعآوري ميشوند و در نرمافزارهايي كه براساس نظامهاي هوشمند طراحي شدهاند، دراختيار مصرفكنندگان آنها قرار ميگيرند.
در ايران نيز تجربههايي در زمينه نظامهاي تلفني پاسخگو (در استان اصفهان و نيز موسسهتحقيقات خاك وآب) و نيز نظامهاي شبكهاي مبادله اطلاعات براساس پايگاههاي اينترنتيدر برخي استانها وجود دارد كه تلفيق آنها نيز در قالب طرح نداك، مورد نظر است.
شبكه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي(طرح نداك)
توسعه بخش كشاورزي، وابسته به توسعه نظام دانش و اطلاعات آن و كيفيت و كميتجريان دانش و اطلاعات نيز شاخص اصلي توسعه نظام مذكور است. به اين ترتيب، به نظر ميرسد كه فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات ميتوانند با توجه به ويژگيهاي متمايزكننده خود در توسعه اين نظام نقش اساسي داشته باشند. اين ويژگيها عبارتاند از:
1.تسهيل دسترسي به اطلاعات (سرعت بيشتر و هزينه نسبي پايين); و
2. دو سويه بودن جريان اطلاعات (تمايز اصلي با رسانههاي متعارف).
به اين ترتيب، ميتوان جريان اطلاعاتي درون اين نظام را با كيفيت و كميت بسياربيشتري نسبت به گذشته مديريت كرد. به منظور تحقق اين امر و كاربردي نمودن آن درسطوح ميداني ، طرح اجرايي شبكه نظام دانش و اطلاعات در معاونت ترويج و نظامبهرهبرداري وزارت جهاد كشاورزي تهيه و به مرحله اجرا گذاشته شده است. در اين طرح،درنظر است با استفاده از فن آوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي، روابط منظم بين اجزاي توسعهبخش شامل مراكز توليد، پردازش، انتقال و كاربرد اطلاعات ايجاد شود.
اهداف كلي اجراي اين طرح عبارتاند از:
1.تحكيم و توسعه روابط دروني اجزاي نظام دانش و اطلاعات و افزايش كيفيت توليددانش و اطلاعات; 2. زمينهسازي براي مديريت دانش در بخش كشاورزي و توسعه روستايي;3. رسانش مطلوب وبه هنگام اطلاعات به واحدهاي توليدي وبهرهبرداران بهمنظور ايجادامكان برنامهريزي مطلوب توليد وانعكاس مشكلات وپرسشهاي بهرهبرداران به ديگراجزاء(تعاملدوسويه فراگير در بخش); و 4. بهبود كيفيت فعاليتهاي پژوهشي از طريق ارتباط باكاركنان ميداني و كشاورزان.
فعاليتها و جريان اطلاعات و ارتباطات
1.طبقهبندي و تعيين صاحبان منافع شبكه شامل: كشاورزان تجاري; كاركنان ميدانيترويج (بخش كشاورزي); بهرهبرداران كوچك مقياس; مديران و سياستگذاران; مراكزپژوهشي ملي و منطقهاي; و تشكلهاي كشاورزان كه كاربران نهايي شبكه بهرهبردارانكشاورزي هستند و بيش از 3/2 ميليون نفرند; 2. جمعبندي و سازماندهي اطلاعات موجود،طبقهبندي به تفكيك موضوع، مخاطب و اولويتها; 3. شناسايي و ايجاد ارتباط منظم بامراكز توليد دانش و اطلاعات; 4. بررسي نظامهاي توليد و بهرهبرداري، مسائل و مشكلات ومحدوديتهاي توليد و تهيه دستورالعملهاي فعاليتهايپژوهشي; 5. ايجاد پوشش ارتباطيبراي 2200 مركز ترويجي در سطح كشور (در 29 استان); 6ـ ارتباط با ايستگاهها و مراكزتحقيقات استاني; 7ـ ارتباط با شبكهها و منابع اطلاعات جهاني.
روشها و رسانهها و برنامهها:
ـ گسترش امكانات كاربرد اينترنت (و خدمات وابسته مانند پست الكتروني، گردهماييهاو غيره);
ـ تهيه و سازماندهي بانكهاي اطلاعاتي (در سه سطح مديريتي ، اطلاعات فني واقتصادي);
ـ آموزش از راه دور (بهويژه براي كارشناسان و مجريان و كاركنان ترويج در سطحكشور); كاربرد نرمافزارهاي مديريت مزرعه; اطلاعرساني در مورد پيشبينيهاي اقليمي،خشكسالي و تغييرات جوي; گسترش تجارت الكتروني در كشاورزي; كاربرديسازياستفاده از نظامهاي اطلاعات جغرافيايي (geographical information Systems - GIS; گسترش مزرعه داري الكتروني (E- farming);كاربرديسازي اطلاعات بهدستآمده از سيستمهاي سنجش از راه دور;استفاده از نشريات الكتروني.
همچنين ،فعاليتهاي مزبور ميتوانند در تلفيق با ساير رسانههاي جمعي و انبوهي و نيزرسانههاي چاپي و همچنين بهبود كارايي روشهاي آموزشي ترويج (آموزشهاي رو در رو،كارگاههاي آموزشي، بازديدها و غيره) بهكار گرفته شوند.
فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات; بيمها و اميدها
فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي اگرچه به عنوان دستاوردهاي مهم بشري قلمدادشدهاند، اما كاربرد آنها با ملاحظهها و ترديدهايي نيز همراه است كه ميبايست مورد توجهقرار گيرند. ورود به عصر اطلاعات به معني تكامل ابزاري و نگرشي انسان نسبت به محيطاست و لزوما به معني رفع مشكلات اساسي و چالشها نيست. به عبارت سادهتر، اگرچه ما ميتوانيم با استفاده از فنآوريهاي اطلاعاتي و بهطوركلي اطلاعات و دانش توانمندي بيشتري به جوامع ارائه نماييم، اما همانگونه كه در گزارش توسعه انساني 1999 آمده است،اطلاعات تنها يكي از نيازهاي جوامع است. پست الكتروني نميتواند جايگزين واكسن شود وآنتنهاي ماهوارهاي آب آشاميدني سالم تهيه نميكنند. اين گفته ناظر بر توجه به انتخاب، برد،دامنه و كاربرد اين فنآوريهاست .
از سوي ديگر، مزيتهاي عصر صنعتي عمدتا متوجه بخشهاي صنعت و خدمات است وحتي طراحي و تكوين اين فنآوريها نيز در نهايت به نفع اين بخشها صورت گرفته است. بهنظر ميرسد كه در عصر ارتباطات و در جهت مواجهه با بسياري از چالشهاي جهاني،ميبايست حساسيت بيشتري در نحوه طراحي و اولويتبخشي به كاربرد فنآوريهاي نوينصورت پذيرد.
همچنين پارهاي پژوهشگران اين موضوع را كه وجود اين فنآوريها واقعا تا چه حد رفاهمردم را بيشتر كردهاند و يا اينكه استفاده از آنها لزوما ارزانتر از خدمات متعارف تمامميشود، قابل بحث و بررسي دانستهاند. در واقع، در برخي موارد هزينههاي سختافزاري وجنبي اين فنآوريها و كيفيت پايين و حجم اندك اطلاعات ارزشمند مبادلهشده توسط آنهاباعث ميشود كه نسبت منفعت به هزينه آنها بسيار پايين باشد و بر اين اساس گفته ميشود كهاين فنآوريها اغلب انديشههايي مد روز و ظاهري هستند كه بيشتر از سوي شركتهاي چندمليتي و در جهت فروش سختافزارهاي بيشتر پيگيري ميشوند. لذا، اين فنآوريها ميبايست به عنوان ابزاري در جهت كمك به اهداف توسعه فعلي و در برنامههاي توسعهبينالمللي و ملي در نظر گرفته شوند و نه به صورت يك بخش جداگانه. (Clare , OFarrel ,2001, Information Flows in Rural and UrbanCommunities : Access , Processes and People Internationl and RuralDevelopment Department (IRDD).
منابع:
1.Annan, Kofi, 1997. United Nations Commission on Science &
Technology for Development.
2. Cecchini, Simon & Talat Shah. Information & CommunicationsTechnology as a Tool for Empowerment. World Bank EmpowermentSourceBook. 2002.
3. FAO. 2000. Improving access to Agricultural Information. 1stConsultation on Agricultural Information Management.
4. Johnson, G.A. 1997. Undrestanding the Role of Data, Information,Knowledge and Wisdom in Site-specific Management. Proc. North Cent.Weed Sci. Soc. 52:175. Invited Talk.
5. OFarrel, Clare. 2001.Information Flows in Rural and UrbanCommunities: Access, Processes and People. International and RuralDevelopment Department (IRDD).
6. P.V. Unnikrishnan & E.M. Sreedharan. 2001.InformationCommunication Technologies.
7. Saadan, Kamarudin. 2001.Conceptual Framework for the Developmentof Knowledge Management System in Agricultural Research andDevelopment. Asia Pacific Advanced Network